محمد ابراهيم آيتى

669

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

وفدهاى ربيعه : 24 - وفد عبد القيس صاحب طبقات مىنويسد كه : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به مردم بحرين نوشت كه : بيست مرد از خود را نزد وى گسيل دارند ، و در نتيجه بيست مرد و از جمله : جارود و منقذ بن حيّان : خواهرزادهء أشجّ به رياست « أشجّ : عبد الله بن عوف » در سال فتح مكّه نزد رسول خدا رسيدند و رسول خدا دربارهء آنان گفت : « خوش آمدند ، « عبد القيس » خوب قبيله‌اى است » [ 1 ] . و چون در مسجد نزد رسول خدا شرفياب شدند ، گفت : « عبد اللّه أشجّ » كدام يك از شما است ؟ عبد اللّه خود را معرّفى كرد ، و چون مردى كوتاه قامت و بدشكل بود رسول خدا گفت : « با پوست مردان آبكشى نمىكنند ، از مرد به دو عضو كوچكترش نياز است : زبان و دلش » [ 2 ] . سپس رسول خدا به او گفت : « دو خصلت دارى كه خدا آن دو را دوست مىدارد » . عبد اللّه گفت : كدام دو خصلت ؟ فرمود : « بردبارى و شتاب نكردن » . گفت : اين خصلتها در من پيدا شده يا در سرشت من بوده است ؟ فرمود : « در سرشت تو بوده است » [ 3 ] . جارود هم كه مردى نصرانىّ بود ، به دعوت رسول خدا اسلام آورد و خوب مسلمانى شد [ 4 ] . وفد « عبد القيس » را در خانهء « رمله » : دختر حارث منزل دادند ، و ده روز از طرف رسول خدا پذيرايى شدند ، و « عبد اللّه أشجّ » مسائلى پيرامون فقه و قرآن از

--> [ 1 ] - طبقات ، ج 1 ص 314 ، چاپ بيروت ، 1380 . م . [ 2 ] - همان مرجع . م . [ 3 ] - همان مرجع . م . [ 4 ] - همان مرجع . م .