محمد ابراهيم آيتى

657

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

13 - وفد جعدة بن كعب از « بنى جعدة بن كعب » ، « رقّاد بن عمرو » نزد رسول خدا آمد و اسلام آورد و رسول خدا در « فلج » آب و زمينى به او داد و براى وى سندى نوشت كه به گفتهء صاحب طبقات : نزد « بنى جعده » محفوظ بوده است [ 1 ] . 14 - وفد قشير بن كعب نوشته‌اند كه : پيش از حجّة الوداع ، و پس از غزوهء « حنين » چند نفر از « بنى قشير » از جمله : « ثور بن عروهء » [ 2 ] بر رسول خدا وارد شدند و اسلام آوردند و رسول خدا به « ثور » قطعه زمينى بخشيد و براى وى سندى نوشت و نيز « قرّة بن هبيره » را جائزه‌اى و بردى مرحمت فرمود و او را سرپرست زكاتهاى قبيله قرار داد [ 3 ] . 15 - وفد بنى بكّاء [ 4 ] در سال نهم هجرت نه نفر از طائفهء « بنى بكّاء » از جمله : « معاوية بن ثور » - كه در آن تاريخ مردى صدساله بود - و پسرش : بشر بر رسول خدا وارد شدند و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - دستور داد تا آنان را در خانه‌اى منزل دادند و پذيرايى كردند و آنان را جائزه داد و آنگاه نزد قبيلهء خويش بازگشتند . نوشته‌اند كه : معاويه به رسول خدا گفت : من به دست ماليدن شما تبرّك مىجويم ، و خود پير شده‌ام و اين پسرم با من نكوكار است ، پس به روى او دست بكش . رسول - خدا به روى بشر دست كشيد و چند ماده گوسفند به او داد و دعا كرد كه : خدا به آنها بركت دهد .

--> [ 1 ] - طبقات ، ج 1 ، ص 303 . م . [ 2 ] - أسد الغابه ، ثور بن عزره ( ج 1 ، ص 251 . م ) . [ 3 ] - مرجع گذشته ، و طبقات ، ج 1 ، ص 303 . م . [ 4 ] - بكّاء : ربيعة بن عامر بن ربيعة بن عامر بن صعصعه .