محمد ابراهيم آيتى

640

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

تخلّف از رسول خدا و مشكلاتى كه در اين راه پيش آمد و تأديبى كه رسول خدا فرمود و سرانجام قبول توبه را مطابق آنچه مؤرّخان و محدّثان اسلامى از جمله : ابن اسحاق در سيره ، و بخارى و مسلم در دو صحيح خودشان روايت كرده‌اند ، چنين شرح مىدهد و مىگويد : « در هيچ يك از جنگهاى رسول أكرم جز در جنگ « تبوك » كناره‌گيرى نكردم ، چرا ، در جنگ بدر هم همراه نبودم ، امّا رسول خدا أحدى را در تخلّف از جنگ بدر مورد ملامت قرار نداد ، زيرا كه او فقط به قصد كاروان تجارت قريش بيرون رفته بود . و خداى متعال مسلمانان و مشركان را بدون پيش‌بينى آنان در مقابل هم قرار داد . من در شب عقبهء هنگامى كه پيمان اسلام مىبستيم ، در حضور رسول خدا بودم و هر چند آوازه و شهرت جنگ بدر در ميان مردم بيشتر است ، ليكن من دوست ندارم كه به جاى شركت در بيعت عقبه در جنگ بدر شركت مىكردم . داستان من در جنگ تبوك اين بود كه من هرگز نيرومندتر و توانگرتر از روز تبوك - كه همراه رسول خدا نرفتم - نبودم . به خدا قسم : هرگز پيش از آن روز نشده بود كه من دو شتر سوارى داشته باشم ، اما آن روز دو شتر آمادهء سوارى داشتم . رسول خدا هيچ‌گاه رهسپار جنگى نمىشد ، مگر آن كه به عنوان ديگرى مقصد خود را نهفته مىداشت تا آن كه اين غزوه پيش آمد . و چون رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - در گرماى شديد تابستان حركت مىكرد و راهى دور و بيابانى هولناك در پيش داشت و با دشمنى انبوه روبرو مىشد مقصد خود را آشكار براى مسلمانان بيان داشت تا چنان كه بايد آمادهء جنگ شوند . مسلمانانى كه همراه رسول خدا رفته بودند ، بسيار بودند و دفترى هم كه نام آنان را ثبت كند در كار نبود و هر مردى مىخواست كناره‌گيرى كند ، گمان مىداشت كه تا وحى خدا دربارهء او نازل نشود ، امر او بر رسول خدا پوشيده خواهد ماند . رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - هنگامى رهسپار تبوك مىشد ، كه ميوه‌ها و سايه‌ها دلپذير بود . شخص رسول خدا و مسلمانان با توفيق ، خود را آمادهء حركت ساختند . من هم بامداد از خانه بيرون آمدم تا خود را آمادهء سفر كنم ، امّا بىآن كه كارى انجام دهم به خانه بازگشتم و با خود مىگفتم هنوز مىتوانم همراهى كنم ، امّا توفيق پيدا نكردم تا مردم