محمد ابراهيم آيتى
600
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
13 - منذر بن عبّاد [ 1 ] ( از أنصار ، بنى ساعده ) . 14 - منذر بن عبد اللّه بن قوّال بن وقش [ 2 ] ( از أنصار ، بنى ساعده ) . آزادى شش هزار اسير هوازن رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - ، از « طائف » از طريق « دحنا » رهسپار « جعرّانه » شد و پنجم ذى القعده به « جعرّانه » رسيد كه شش هزار اسير « هوازن » از مرد و زن و كودك در آنجا نگهدارى مىشدند ، تا آن كه چهارده نفر وفد هوازن كه اسلام آورده بودند از جمله : « زهير بن صرد » : رئيس وفد و « أبو برقان » : عموى شيرى رسول خدا بر وى وارد شدند و از وى خواستند كه بر آنان منّت گذارد و اسيرانشان را آزاد كند و ضمن سخن ، گفتند : اى رسول خدا ! اين زنان اسير ، عمّهها و خالهها و پرستارهاى تواند ، همانها كه تو را در كودكى كفالت كردهاند ، اگر ما با « حارث بن ابى شمر » يا « نعمان بن منذر » چنين نسبتى داشتيم و يكى از آنها را شير داده بوديم و سپس چنين پيشآمدى براى ما مىشد ، به فضل و كرم آنها اميدوار بوديم و اكنون اميدوارى ما به تو از همه بيشتر است [ 3 ] . رسول خدا گفت : « فرزندان و زنتان را بهتر مىخواهيد ، يا اموالتان را ؟ » گفتند : اى رسول خدا ! ما را ميان اموال ما و شرف ما مخيّر ساختى ، اگر زنان و فرزندان را به ما بازگردانى بهتر است . فرمود : « آنچه را حقّ من و « بنى عبد المطّلب » است
--> [ 1 ] - ر . ك : استيعاب ( هامش اصابه ، ج 3 ، ص 460 ، چاپ اول 1328 . م . ) . [ 2 ] - در اين كه نام پدر اين شخص عبد اللّه است يا عبد يا عبّاد ( يعنى همان شخص سابق است ) و نيز در جد او اختلاف است ( ر . ك : اصابه ، ج 3 ، ص 460 ، شمارهء 8219 و استيعاب ، هامش اصابه ، ج 3 ، ص 460 و غيره ) . م . [ 3 ] - گويندهء اين سخن أبو صرد : زهير ، از قبيلهء هوازن و طائفهء بنى سعد بن بكر بود ( سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 131 . م . ) .