محمد ابراهيم آيتى
594
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
مسلمان خوبى شد و رسول خدا هرگاه او را مىديد ، مىگفت : اين مرد گريختهء أبو عامر است [ 1 ] . به روايت ابن هشام : دو برادر علاء و أوفى : پسران حارث ( از بنى جشم بن - معاويه ) در كشتن أبو عامر شركت داشتند . پس از شهادت أبو عامر ، أبو موسى فرماندهى يافت و كشنده يا كشندگان أبو عامر را كشت و مردى از « بنى جشم » در مرثيهء آن دو نفر اشعارى گفت [ 2 ] . سريّهء طفيل بن عمرو دوسى بر سر ذى الكفّين در شوّال سال هشتم [ 3 ] چون رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - خواست رهسپار طائف شود ، « طفيل - بن عمرو دوسى » را بر سر « ذى الكفّين » بت « عمرو بن حممهء دوسى » فرستاد ، و او را امر فرمود كه : از قبيلهء خويش كمك بگيرد ، و پس از انجام مأموريّت در طائف به وى ملحق شود . « طفيل » رو به راه نهاد و بر سر بتخانه رفت ، و بت را به آتش سوزانيد ، و سپس با چهارصد نفر از قبيلهء خويش با شتاب راه طائف را در پيش گرفت ، و چهار روز پس از ورود رسول خدا به طائف به وى ملحق شد و براى مسلمانان دبّابه و منجنيق آورد . و به قول ديگر : منجنيق را سلمان فارسى دستور داد و دبّابه را « خالد - بن سعيد بن عاص » از جرش آورد [ 4 ] .
--> [ 1 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 99 . م . [ 2 ] - مرجع گذشته . م . [ 3 ] - ماه 92 هجرت . [ 4 ] - امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 415 ، چاپ قاهره ، 1941 م . م .