محمد ابراهيم آيتى
30
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
9 - غالب بن فهر ، مادر وى « ليلى » دختر « سعد بن هذيل » بود ، و فرزندان
--> - « كهلان » پسران « سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان » در سرزمين يمن ، پادشاهان خود را از « تبايعه » و جز آنان مانند پادشاهى « تبّع أكبر » و « تبّع اصغر » و « تبّع ذى الاذعار » و « تبع ذى المنار » مبدأ تاريخ قرار مىدادند و نيز آتش صوران ( به فتح صاد : جائى در يمن ) را كه در بعضى از سنگستانهاى دور دست يمن ظهور مىكرد و گفته مىشود كه دو دانشمند يهودى كه تبع آنان را از مدينه به يمن آورد ، بر مردم يمن بدان احتجاج كردند و همان باعث يهودى شدن بسيارى از مردم يمن گرديد و مبعوث شدن « شعيب بن مهدم » ( تاج العروس : شعيب بن ذى مهدم ( ر . ك : ماده هدم ) . م . ) و پادشاهى « ذو نواس » و پادشاهى « جذيمة بن مالك » و پادشاهى « آل أبى شمر غسّانى » در شأم ، و عام السيل » يعنى سيل عرم كه در قرآن ذكر شده و بيرون رفتن « عمرو بن مزيقياء » ( عمرو مزيقياء ( بدون ابن ) ر . ك : معارف ابن قتيبه ص 64 ( پاورقى ) و 108 س 13 و غيره و جمهرة انساب العرب ص 331 و 473 م . ) از « مأرب » كانون « غسانيان » با قوم خود از « أزد » و جز آنان از « كيلان » و « حمير » و پراكنده شدنشان در بلاد ، و سلطهء حبشه بر يمن و سلطهء ايرانيان بر يمن ، و از بين رفتن حبشيان تا رسيدن اسلام ، همهء اينها را مبدأ تاريخ قرار داده بودند . اما تاريخ فرزندان معد بن عدنان : غالب شدن « جرهميان » بر « عمالقه » و راندنشان از حرم و بعد هلاك « جرهميان » در حرم ، سپس « عام تفرق » يعنى سال پراكندگى اولاد « نزار بن معد بن عدنان » از « ربيعه » و « مضر » و « إياد » و « أنمار » ، سپس « عام الفساد » يعنى سالى كه ميان طوايف و قبايل عرب زدوخوردها و جنگها درگرفت و جابهجا شدند و مساكن خود را تغيير دادند ، و نيز « حجّة الغدر » كه در حدود صد و پنجاه سال پيش از اسلام روى داد و جنگى كه ميان « بكر بن وائل » و « تغلب بن وائل » روى داد ، معروف به « حرب بسوس » و جنگ « بنى بغيض بن ريث بن غطفان » معروف به حرب « داحس » و « غبراء » در حدود شصت سال پيش از بعثت و جنگ « أوس » و « خزرج » پسران « حارثة بن ثعلبه » كه به سبب درازى -