محمد ابراهيم آيتى
581
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
و اسير گرفت و سپس دستور داد كه : هر كس اسيرى دارد او را گردن زند ، « بنى سليم » طبق دستور « خالد » اسيران خود را گردن زدند و مهاجر و أنصار آنها را آزاد ساختند [ 1 ] . غزوهء حنين و هوازن در شوّال سال هشتم [ 2 ] پس از انتشار خبر فتح مكّه ، قبيلهء « هوازن » ( جز كعب و كلاب ) و ثقيف و نصر و جشم همگى و « سعد بن بكر » و مردى از « بنى هلال » فراهم شدند [ 3 ] و « مالك - بن عوف نصرى » را كه مردى سىساله بود ، به فرماندهى خود برگزيدند ، و نيز از « بنى جشم » دريد بن صمّه را كه پيرى فرتوت بود و كارى از وى برنمىآمد ، به منظور استفاده كردن از رأى و تجربهء وى همراه گرفتند ، و دو سرور « بنى ثقيف » : « قارب بن أسود بن مسعود بن معتّب » ( از أحلاف ) و « ذو الخمار : سبيع بن حارث بن
--> [ 1 ] - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 61 ، طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 147 - 148 . م . [ 2 ] - ماه 92 هجرت . [ 3 ] - مسعودى مىنويسد : رايت هوازن با « مالك بن عوف نصرى » بود ( نصر بن معاوية ابن بكر بن هوازن بن منصور بن عكرمة بن خصفة بن قيس بن عيلان بن مضر ابن نزار ) و « دريد بن صمّهء جشمى » ( جشم بن بكر بن هوازن ) كه سنّ او از دويست سال گذشته بود . و از قبائل هوازن : نصر و جشم : پسران « معاوية بن بكر بن هوازن » و « سعد بن بكر بن هوازن » و چند نفرى از « بنى هلال بن عامر بن صعصعة بن معاوية بن بكر بن هوازن » شركت كرده بودند ، و از « بنى نمير » فرزندان « عامر بن صعصعة بن معاوية بن بكر بن هوازن » و از « كلاب بن ربيعة بن عامر ابن صعصعه » و نيز از أولاد « كعب بن ربيعة بن عامر بن صعصعه » : « عقيل » ، « حريش » ، « قشير » ، « جعده » ، « عبد اللّه » و « حبيب » : پسران كعب كسى شركت نكرد . ( التّنبيه و الإشراف ، ص 235 ) .