محمد ابراهيم آيتى
575
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
بت را درهم شكنم . خادم گفت : تو قادر بر اين كار نيستى . « عمرو » گفت : چرا ؟ گفت : تو از اين كار جلوگيرى مىشوى ! « عمرو » گفت : هنوز كه گمراه و بر باطلى ، واى بر تو ! مگر اين بت مىشنود يا مىبيند ؟ ! « عمرو » نزديك رفت و آن را در هم شكست و اصحاب سريّه را دستور داد تا مخزن و جاى نذورات آن را هم خراب كردند ، امّا در آن چيزى نيافتند . خادم هم پس از ديدن آنچه بر سر « سواع » آمد ، مسلمان شد و دست از بتپرستى برداشت [ 1 ] . سريّهء سعد بن زيد أشهلى به مشلّل بر سر مناة « مناة » در « مشلّل » بت دو قبيلهء « أوس » و « خزرج » و قبيلهء « غسّان » بود . رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - پس از انجام فتح مكّه « سعد بن زيد أشهلى » را با 20 سوار براى شكستن و ويران ساختن آن فرستاد . آنان بت را شكستند و بتخانه را ويران ساختند و در مخزن و بيت المال آن چيزى نيافتند [ 2 ] . سريّهء خالد بن سعيد بن عاص به عرنه رمضان سال هشتم نوشتهاند كه : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - « خالد بن سعيد بن عاص » را با سيصد مرد از صحابه به طرف « عرنه » فرستاد [ 3 ] .
--> [ 1 ] - طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 146 ، چاپ بيروت ، 1376 . م . [ 2 ] - اين سريه به روايت مسعودى : پس از سريهء عمرو بن عاص ( ر . ك : التنبيه و الاشراف ، ص 233 . م . ) و به روايت طبقات : 6 روز به آخر رمضان سال هشتم اتفاق افتاد ( ج 2 ، ص 147 ، چاپ بيروت ، 1376 . م . ) . [ 3 ] - التنبيه و الاشراف ، ص 233 و امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 398 . م .