محمد ابراهيم آيتى
562
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
مسلمانان ايستادگى كنند و از در جنگ درآيند ، امّا در عين حال كسانى را نام برد و مسلمانان را فرمود كه : هر يك از آنان را هركجا بيابند بكشند . 1 - عبد اللّه بن سعد بن أبى سرح ( از بنى عامر بن لؤىّ ) كه قبلا اسلام آورده و سپس مرتدّ و مشرك شده و نزد قريش بازگشته بود . امّا « عثمان بن عفّان » كه برادر رضاعى او بود او را پنهان كرد ، و پس از آن كه آرامش برقرار شد او را نزد رسول خدا آورد و براى وى امان خواست . رسول خدا مدّتى خاموش بود تا شايد ( چنان كه بعدها خودش گفت ) كسى از مسلمانان او را گردن زند ، امّا كسى به اين فكر نيفتاد و رسول خدا او را امان داد و چون أصحاب عذر آوردند كه ما منتظر اشارهء شما بوديم تا او را بكشيم ، فرمود : « پيامبران كسى را با اشاره نمىكشند » سپس عبد اللّه اسلام آورد و در خلافت « عمر » و « عثمان » به كار گماشته شد . 2 - عبد اللّه بن ( هلال بن ) [ 1 ] خطل أدرمى ( از بنى تيم بن غالب ) كه قبلا اسلام آورده بود و رسول خدا او را براى گرفتن صدقات فرستاد و مردى از أنصار را همراه وى ساخت و خادمى مسلمان نيز همراه داشت . « عبد اللّه » در منزلى فرود آمد و خادم را گفت تا : گوسفندى بكشد و براى وى خوراكى تهيّه كند و خود خوابيد . چون بيدار شد ، ديد كه خادم دستور وى را عمل نكرده است ، بر او حمله برد و او را كشت و مرتدّ و مشرك به مكّه گريخت . روز فتح مكّه « عبد اللّه » را در حالى كه پردههاى كعبه را گرفته بود درآوردند و كشتند ، و به قول ابن اسحاق : « سعيد بن حريث مخزومى » و « أبو برزهء - أسلمى » در كشتن او شركت داشتند [ 2 ] . 3 - فرتنى و
--> [ 1 ] - در سيرهء ابن اسحاق به نقل ابن هشام : عبد اللّه بن خطل ( ج 4 ، ص 52 ) و در طبقات ابن سعد : عبد اللّه بن هلال بن خطل ( ج 2 ، ص 136 ) و در تاريخ يعقوبى : عبد اللّه بن عبد العزّى بن خطل ( ج 2 ، ص 59 ، چاپ بيروت 1379 ) و در جوامع السيره : نام عبد اللّه ، عبد العزى آمده است ( ص 232 ) م . [ 2 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 53 ، چاپ حلبى ، 1355 ه . م .