محمد ابراهيم آيتى

540

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

سريّهء ذات السلاسل [ 1 ] در جمادى الآخرهء سال هشتم [ 2 ] نوشته‌اند كه : رسول خدا خبر يافت كه گروهى از قبيلهء « قضاعه » فراهم گشته‌اند و مىخواهند نسبت به مسلمانان دستبردى بزنند ، « عمرو بن عاص » را فراخواند و براى او لواى سفيدى بست ، و رايت سياهى نيز همراه وى ساخت . و او را با سيصد مرد از بزرگان مهاجر و أنصار كه سى اسب داشتند ، روانه ساخت و او را فرمود تا : از قبيله‌هاى : « بلىّ » و « عذره » و « بلقين » كه بر آنها مىگذرد كمك بگيرد . « عمرو » شبها راه مىپيمود و روزها كمين مىكرد ، تا نزديك به دشمن رسيد ، در آنجا خبر يافت كه جمعيّتى بسيارند ، پس « رافع بن مكيث جهنى » را نزد رسول خدا فرستاد و كمك خواست . رسول خدا « أبو عبيدة بن جرّاح » را با دويست مرد فرستاد و براى وى لوائى بست ، و بزرگان مهاجر و أنصار را ، از جمله : « أبو بكر » و « عمر » همراه وى گسيل داشت ، و او را فرمود تا : به « عمرو » ملحق شود و هر دو با هم باشند و اختلاف نكنند . « أبو عبيده » به « عمرو » پيوست و چون خواست براى نماز همراهان خود به امامت برخيزد ، « عمرو » گفت : تو براى كمك من آمده‌اى و بايد به من اقتدا كنى ، « أبو عبيده » هم چنان كرد و « عمرو » با مردم نماز مىگزارد و همچنان پيش مىرفت تا سرزمين قبائل « بلىّ » را درنورديد و بر آن استيلا يافت و به هر جا مىرسيد مىشنيد كه جماعتى از دشمن در اينجا بوده و پراكنده شده‌اند ، تا اين كه به آخرين نقاط سرزمينهاى « بلىّ » و « عذره » و « بلقين » رسيد ، در آخر كار با جمعى از مشركان برخورد كرد

--> [ 1 ] - يا ذات السلسل ( امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 352 ، چاپ قاهره ، 1941 م . م . ) . [ 2 ] - در ماه هشتاد و هشت هجرت .