محمد ابراهيم آيتى

535

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

و فرماندهى ميسره را مردى از انصار به نام « عباية بن مالك » [ 1 ] بر عهده داشتند . مسعودى مىنويسد : فرماندهء روميان تيادوقس بطريق ، و فرماندهء نصرانيان عرب از قبائل : « غسّان » و « قضاعه » و ديگران « شرحبيل بن عمرو غسّانى » بود . جنگ به سختى درگرفت و « زيد بن حارثه » پياده جنگ كرد تا در ميان نيزه داران دشمن به شهادت رسيد ، سپس « جعفر بن أبى طالب » رايت را گرفت و پيش تاخت و در گيرودار جنگ از اسب خويش فرود آمد و او را پى كرد و همچنان مىجنگيد و رجزى مىخواند كه از شوق فراوان او به بهشت حكايت مىكرد [ 2 ] تا به شهادت رسيد در حالى كه نود و چند زخم بر جلوى پيكر او وارد شده بود . نوشته‌اند كه : « جعفر » - عليه السلام - پرچم را به دست راست خويش گرفته بود ، چون دست راست وى از بدن جدا شد رايت را به دست چپ گرفت ، و آنگاه كه دست چپ خود را هم از دست داد لوا را با دو بازوى خود نگاه داشت ، و همچنان در كار جهاد استوار بود تا به شهادت رسيد ، و خدا وى را به جاى دو دستى كه در راه خدا داد دو بال عنايت فرمود تا در هر جاى بهشت كه بخواهد با آن دو پرواز كند . ابن هشام گويد : « جعفر » در سى و سه سالگى به شهادت رسيد و به قولى : يكى از روميان او را به دونيم كرد . پس از شهادت « جعفر بن أبى طالب » ، « عبد اللّه بن رواحه » رايت را برگرفت و پيش تاخت و سوار بر اسب خويش مىجنگيد ، در اين هنگام چون ترديدى براى وى پيش آمد ، در چند شعرى كه گفت [ 3 ] خود را ملامت كرد و بر شهادت مصمّم شد و پيروى از « زيد » و « جعفر » را موجب سعادت خويش شمرد و از اسب پياده شد . در اين موقع پسر عموى او كمى گوشت براى وى آورد و گفت : در اين روزها

--> [ 1 ] - به قول ابن هشام : عبادة بن مالك ( ر . ك : ج 4 ، ص 19 ، چاپ حلبى ، 1355 ه . م . ) . [ 2 ] - ر . ك : سيرة النبى ، ج 3 ، ص 434 . [ 3 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 21 ، چاپ حلبى ، 1355 . م .