محمد ابراهيم آيتى
516
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
« فدك » واسطه بودهاند و مردان و زنانى از مسلمانان تقسيم شد و تفصيل تقسيم غنائم و خمس و سهام آنها را ابن اسحاق مىنويسد [ 1 ] . مقريزى مىنويسد : « عبّاس بن مرداس سلمى » به مكّه آمد و خبر آورد كه محمد رهسپار « خيبر » شده است ، اما از دست يهوديان جان بدر نخواهد برد . « صفوان - بن أميّه » گفت : من هم با تو همعقيدهام . چند نفر ديگر هم به آن دو نفر پيوستند . « حويطب بن عبد العزّى » گفت : به عقيدهء من « محمّد » به همين زودى ظفر خواهد يافت . جمعى هم با « حويطب » همعقيده شدند و دو دسته بر صد شتر شرطبندى كردند و چون خبر صحيح رسيد كه : رسول خدا پيروز شده است ، « حويطب » و همراهان او صد شتر را گرفتند . تيماء مسعودى مىنويسد : مردم « تيماء » دشمن رسول خدا بودند و خاندان سموأل - بن عاديا ( يكى از مردان با وفاى عرب ) بر ايشان رياست داشتند ، و چون از فتح « وادى - القرى » خبر يافتند ، با رسول خدا صلح كردند و تن به جزيه دادند ، و آنگاه رسول خدا به مدينه بازگشت [ 2 ] . مأموران بر آورد محصول خيبر نوشتهاند كه : رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - « عبد اللّه بن رواحه » را براى برآورد محصول « خيبر » مىفرستاد و هرگاه مىگفتند : اجحاف كردى ، مىگفت : خواستيد با اين بر آورد مال ما ، نخواستيد مال شما . يهوديان هم عدالت وى را مىستودند ،
--> [ 1 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 363 ، چاپ حلبى 1355 ه . م . [ 2 ] - التنبيه و الاشراف ، ص 224 ، چاپ دار التراث بيروت . م .