محمد ابراهيم آيتى

511

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

ابن عوف ) كه به روايت طبقات : در « خيبر » شهادت يافت [ 1 ] ، و پدرش « مرّة بن - سراقه » نيز از شهداى « حنين » است . 27 - عبد اللّه بن أبى أميّة بن وهب ( حليف بنى أسد بن عبد العزّى ) كه به روايت استيعاب : در « خيبر » شهادت يافته است [ 2 ] . 28 - عدىّ بن مرّة بن سراقه ( از مهاجرين ، از بلى قضاعه ، حليف بنى - عمرو بن عوف ) كه به روايت استيعاب : در غزوهء « خيبر » به شهادت رسيده است [ 3 ] . و اين عدىّ شايد همان « جدىّ بن مرّه » باشد كه ابن اسحاق : « عروة بن مرّه » [ 4 ] و ابن عبد البرّ « عدىّ بن مرّه » ضبط كرده‌اند ، و احتمال آن كه سه برادر باشند و هر كدام يكى را نوشته و دوتاى ديگر را از قلم انداخته باشند ، بسيار بعيد است . داستان أسود راعى ( غلام سياهى كه شبانى ميكرد ) « أسود راعى » كه مزدور و شبان مردى از يهوديان « خيبر » بود در موقع محاصرهء يكى از قلعه‌هاى « خيبر » با گوسفندانى كه همراه داشت ، نزد رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - آمد و گفت : اى رسول خدا ! اسلام را بر من عرضه دار ، و چون اسلام را بر وى عرضه داشت ، به اسلام درآمد ، رسول خدا در مقام دعوت به اسلام و عرضه داشتن اسلام أحدى را كوچك و غير قابل اعتنا نمىشمرد و هر كس را هر كه بود ، دعوت به اسلام مىكرد و اسلام را بر وى عرضه مىداشت . « أسود » پس از آن كه اسلام آورد ، به رسول خدا گفت : من مزدور صاحب اين

--> [ 1 ] - ج 2 ، ص 107 ، ليكن در اين كتاب ، عدىّ بن مرّه ثبت شده است ( ر . ك : چاپ بيروت 1376 ) . م . [ 2 ] - هامش اصابه ، ج 2 ، ص 264 ، چاپ دار صادر . م . [ 3 ] - هامش اصابه ، ج 3 ، ص 140 . م . [ 4 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 258 ، چاپ حلبى 1355 . م .