محمد ابراهيم آيتى
494
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
نامهء نجاشى به روايت صاحب طبقات : نخستين سفيرى كه از مدينه بيرون رفت « عمرو - بن أميّهء ضمرى » بود با دو نامه براى امپراطور حبشه ، كه در يكى از آن دو نامه ، رسول - خدا او را به اسلام دعوت كرده و آياتى از قرآن مجيد را بر وى خوانده بود . « نجاشى » نامهء رسول خدا را گرفت و روى چشم گذاشت و از تخت خويش فرود آمد و از روى فروتنى بر زمين نشست سپس اسلام آورد و شهادت بر زبان راند و گفت : اگر مىتوانستم نزد وى مىرفتم . آنگاه پاسخ نامهء وى را مبنى بر اجابت دعوت و تصديق به رسالت و اسلام آوردن بر دست « جعفر بن أبى طالب » به رسول خدا نوشت [ 1 ] . در نامهء ديگر او را فرموده بود كه : « أمّ حبيبه » دختر « أبو سفيان بن حرب » را براى وى تزويج كند ( و اين « أمّ حبيبه » با شوهر مسلمان خود : « عبيد اللّه بن جحش اسدى » به حبشه مهاجرت كرده بود و « عبيد اللّه » در حبشه كيش نصرانى گرفت و مرد ) و نيز أصحاب وى را كه تاكنون در حبشه ماندهاند ، به مدينه روانه كند . « نجاشى » به فرمودهء رسول خدا « أمّ حبيبه » را براى رسول خدا تزويج كرد و از خود چهارصد دينار كابين داد و فرمود تا : وسائل سفر مسلمانان باقيمانده را فراهم ساختند و آنان را در دو كشتى همراه « عمرو بن أميّهء ضمرى » به مدينه فرستاد . نامهء شاه اسكندريّه « حاطب بن أبى بلتعه » نامهء رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را كه به منظور و مضمون دعوت « مقوقس » به قبول اسلام نگارش يافته بود به وى رسانيد و چون نامه را خواند ، از در احترام و ادب سخن گفت و آن را در حقّهاى از عاج نهاد و مهر كرد و به يكى
--> [ 1 ] - ر . ك : مكاتيب الرسول ج 1 ، ص 121 - 133 . محمد و زمامداران ، ص 18 - 65 .