محمد ابراهيم آيتى

489

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

او را متّهم به دروغ گفتن بر مردم مىكرده‌ايد ؟ گفتى كه : چنين نبوده است ، از همين راه فهميدم كه نمىشود او دروغ گفتن بر مردم را رها كند آنگاه بر خداوند دروغ بگويد . آنگاه از تو پرسيدم : آيا از پدران وى كسى پادشاه بوده است ؟ گفتى : پادشاهى در ميان پدران او نبوده است ، البتّه اگر كسى از پدرانش پادشاه مىبود مىگفتم : اين مرد در جستجوى پادشاهى پدرانش قيام كرده است . از تو پرسيدم : آيا أشراف مردم از وى پيروى كرده‌اند يا ضعفاى مردم ؟ گفتى : ضعفا از وى پيروى مىكنند ، پيروان پيامبران خدا همين ضعفاى مردمند ( يعنى : طبقهء محروم و رنجبر و زحمتكش اجتماع ، نه مردمى كه از وضع موجود كه بر محور منافع مشروع و نامشروع آنان مىچرخد ، كاملا رضايت دارند ، و در مقابل هر كس كه بخواهد چهرهء اجتماع را عوض كند و قيافهء زندگى مردم را تغيير دهد كارشكنى و دشمنى مىكنند ) . از تو پرسيدم : آيا بر شمارهء آنان افزوده مىشود يا تدريجا كم مىشود ؟ گفتى : روز به روز بر شمارهء آنان افزوده مىشود و ايمان ( به خدا و پيامبران بر حقّ ) اين چنين است ( يعنى : روز به روز طرفداران بيشترى پيدا مىكند ) تا به حدّ كمال برسد . از تو پرسيدم : آيا مىشود كسى از ايشان از دين اسلام بدش آيد و مرتدّ شود ؟ گفتى : چنين چيزى پيش نيامده است ، راه ايمان چنين است ، زيرا كه هرگاه دل به وسيلهء ايمان گشايش يافت و به ايمان خرسند گرديد ، ديگر شرح صدر مانع است كه دلتنگى و دلسردى از ايمان پيش آيد . از تو پرسيدم : آيا ميان شما و او جنگى روى داده - است ؟ گفتى كه : جنگهائى ميان شما و او روى داده و جنگ شما و او به نوبت بوده است : گاهى او بر شما پيروز مىشده و گاهى شما بر وى پيروز مىآمده‌ايد ، پيامبران خدا چنين مىباشند و گاه گرفتار مىشوند ، امّا عاقبت پيروزى نهائى براى ايشان مسلّم است . از تو پرسيدم : شما را به چه امر مىكند ؟ در پاسخ گفتى : شما را به نماز خواندن ، صدقه دادن ، پارسائى ، وفاى به عهد و اداى امانت امر مىكند . از تو پرسيدم : آيا غدر و مكر هم مىكند ؟ گفتى : اهل اين كارها نيست ، اين خود شأن پيامبران است كه غدر و مكر نمىكنند ، از اين پرسش و پاسخها دانستم كه او پيامبر خدا است ، ليكن گمان نمىبردم كه در ميان شما باشد ، اگر آنچه گفتى راست باشد ، نزديك است كه جاى همين دو پاى مرا هم مالك شود .