محمد ابراهيم آيتى

477

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

به شوهرهاى مسلمانشان بازدهند ، و اگر نزول اين آيه نبود رسول خدا به حكم اطلاق قرارداد مىبايست زنان را هم تسليم كند ، و نيز مردان مسلمان زنان مشركهء خود را طلاق دادند و آنان را رها كردند . و اگر زنى از زنان مسلمانان به سوى كفّار مىگريخت و مهر او را نمىتوانستند از كفّار بگيرند و جنگى روى مىداد و غنيمتى به دست مىآمد ، به دستور آيهء ديگر همين سوره از غنيمتى كه به دست مىآمد ، مهر آن زن را به مرد مسلمانش مىدادند : و اگر زنى از زنان شما از دست شما رفت و نزد كافران گريخت ، پس جنگى پيش آمد و غنيمتى به دست آورديد ، به مردانى كه زنانشان از دست رفته‌اند مطابق آنچه خرج كرده‌اند بدهيد ، و از خشم خداوندى كه به دو ايمان آورده‌ايد بهراسيد [ 1 ] . إسلام عمرو بن عاص و خالد بن وليد و عثمان بن طلحهء عبدرى بعد از حديبيه ابن اسحاق داستان اسلام آوردن « عمرو بن عاص » را از قول خودش چنين روايت مىكند كه گفت : چون از جنگ « خندق » بازگشتيم ، مردانى از قريش را كه با من همعقيده بودند و به حرف من گوش مىدادند فراهم ساختم و به آنان گفتم : بدانيد به خدا قسم كه : كار محمّد به طور شگفت‌انگيزى پيش مىرود و من پيشنهادى دارم ، تا شما چه نظر داشته باشيد ؟ گفتند : تو چه نظر دارى ؟ گفتم : نظرم اين است كه پيش نجاشى برويم و نزد وى بمانيم ، تا اگر محمّد بر قبيلهء ما پيروز شد ، همانجا باشيم ، زيرا زيردست نجاشى بودن براى ما بهتر است از زير دست محمّد ، و اگر قبيلهء ما پيروز شدند ، البتّه با اين كه ما را نيك مىشناسند ، از طرف ايشان جز نيكى چيزى نخواهيم ديد . گفتند : خوب نظرى است . گفتم : پس بايد هديّه‌هائى براى وى فراهم سازيم و چون از ديار ما بهترين هديّه‌اى كه

--> [ 1 ] - سورهء ممتحنه ، آيه 11 .