محمد ابراهيم آيتى
472
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
پس اين غنيمت [ 1 ] را براى شما تعجيل كرد و دست مردم را [ 2 ] از شما بازداشت ، تا اين غنيمتى كه با تعجيل به شما رساند نشانهاى براى مؤمنان باشد [ 3 ] و تا خدا شما را به راهى راست هدايت فرمايد . و غنيمتهاى ديگرى كه هنوز بر آن قدرت نيافتهايد [ 4 ] و خدا به آنها احاطه دارد و خدا بر هر چيزى توانا است [ 5 ] . سپس خداى متعال فرمود : اوست كه در وادى مكّه ، دست آنها را از شما ، و نيز دست شما را از آنها بازداشت ، پس از آن كه شما را بر ايشان ظفر داد [ 6 ] ، و خدا به آنچه مىكنيد بينا است [ 7 ] اينان بودند كه كافر شدند و شما را از ورود به مسجد الحرام جلوگيرى كردند و مانع شدند كه قربانيهاى حبس شده به جاى خود ( يعنى مكّه ) برسند و اگر نبودند مردان با ايمان و زنان با ايمانى كه شما آنها را نمىشناختيد و ممكن بود كه در موقع جنگ
--> [ 1 ] - يعنى : غنيمت خيبر . [ 2 ] - يعنى : قبايل أسد و غطفان كه در موقع رفتن رسول خدا به خيبر تصميم داشتند بر مسلمانان و زن و فرزندانشان در مدينه غارت برند . [ 3 ] - يعنى : نشانه بر راستى و درستى وعدههايت باشد . [ 4 ] - يعنى : غنيمتهائى كه بعدها به دست مسلمانان افتاد ، يا فتح شهر مكه كه بعدا نصيب آنان شد ، و يا قلمرو روم و فارس كه مدتى بعد به تسلط مسلمانان درآمد . [ 5 ] - آيههاى 18 - 21 . [ 6 ] - يعنى : بر آن چهل مردى كه قريش براى جاسوسى و تاختن بر مسلمانان و اسير كردن بعضى از ايشان فرستادند و به دست مسلمانان اسير شدند و رسول خدا آزادشان ساخت ، يا بر آن هشتاد نفرى كه بامدادان از كوه تنعيم فرود آمدند تا مسلمانان را بكشند و چون اسير شدند پيامبر خدا آزادشان ساخت ، و يا بر آن سى نفر جوان مسلحى كه در موقع نوشتن صلحنامه به قصد حمله بيرون تاختند و رسول خدا بر ايشان نفرين كرد تا خداوند بينائى آنان را گرفت ، آنگاه اسير مسلمانان شدند و پيامبر خدا آزادشان ساخت ، يا هم چنان كه بهتر به نظر ميرسد مقصود اين است كه پس از آن كه مقدمات جنگ و شواهد پيروزى مسلمانان در صورت وقوع جنگ فراهم شده بود جلو جنگ را گرفت و دست هر يك از طرفين را از ديگرى كوتاه ساخت . [ 7 ] - آيه 42 .