محمد ابراهيم آيتى

456

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

از جمله : عبد اللّه بن أنيس ( حليف بنى سلمه ) براى اين كار داوطلب شدند ، پس « عبد اللّه بن رواحه » را بر آنان امارت داد تا نزد يسير رفتند و با او سخن گفتند و به او نويد دادند كه اگر نزد رسول خدا آئى تو را رياست « خيبر » دهد و با تو نيكى كند . يسير در پيشنهاد ايشان طمع كرد و با سى نفر يهودى همراه مسلمانان رهسپار مدينه گرديد اما در « قرقرهء ثبار » [ 1 ] پشيمان شد و دو بار دست به طرف شمشير « عبد اللّه بن - أنيس » برد و در هر دو نوبت « عبد اللّه » با فطانت دريافت و كنار كشيد و چون فرصتى به دست آورد با شمشير خود بر يسير حمله برد و پاى او را از بالاى ران قطع كرد تا از بالاى شتر در افتاد . امّا يسير با چوبى كه در دست داشت سر « عبد اللّه » را مجروح ساخت . در اين موقع أصحاب سريّه بر يهوديان حمله بردند و همه را جز يك نفر كه گريخت كشتند و كسى از مسلمانان كشته نشد ، سپس نزد رسول خدا بازآمدند و پيش آمد را گزارش دادند . رسول خدا گفت : خدا است كه شما را از دست ستمكاران نجات بخشيد [ 2 ] . به گفتهء ابن اسحاق : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - با آب دهان خود ، در زخم سر « عبد اللّه بن أنيس » دميد و زخمش چرك نكرد و بىآن كه او را آزار دهد بهبود يافت [ 3 ] . سريّهء كرز بن جابر فهرى به ذى الجدر در تعقيب مردم عرينه در شوّال سال ششم [ 4 ] رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در غزوهء بنى محارب و بنى ثعلبه ( غزوهء ذات الرقاع ) غلامى به دست آورد كه نام وى يسار بود . او را مأمور سرپرستى شتران

--> [ 1 ] - شش ميلى خيبر ( سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 266 . م . ) . [ 2 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 266 ، چاپ حلبى 1355 ه . طبقات ، ج 2 ، ص 92 ، چاپ بيروت ، 1376 ه . م . [ 3 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 267 ، چاپ مصطفى الحلبى ، 1355 ه . م . [ 4 ] - ماه شصت و هشتم پس از هجرت .