محمد ابراهيم آيتى
447
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
مرا بكشند و از دادن زكات هم امتناع ورزيدند . بدين جهت موضوع جنگ با ايشان بر سر زبانها افتاد و رسول خدا هم تصميم گرفت به جنگ ايشان برود . در اين ميان « وفد بنى مصطلق » رسيدند و گفتند : اى رسول خدا ! ما شنيديم كه فرستادهات نزد ما مىآيد ، بيرون آمديم كه او را احترام كنيم و زكاتى را كه نزد ما است به وى تسليم داريم ، امّا او به سرعت بازگشت و بعد خبر يافتيم كه گفته است : ما براى جنگ با او بيرون آمدهايم ، به خدا قسم كه : ما را چنين نظرى نبوده است . ترجمهء آياتى از سورهء حجرات كه در اين باره نازل شده است اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! اگر فاسقى براى شما خبرى آورد ، آن را مورد بررسى و تحقيق قرار دهيد ، مبادا كه از روى نادانى ( مال و جان ) مردمى را مورد تعرّض قرار دهيد ، و آنگاه ( كه معلوم شد ، آن فاسق دروغ گفته است ) بر آنچه كردهايد پشيمان شويد [ 1 ] . بدانيد كه رسول خدا در ميان شما است و اگر در بسيارى از امور نظر شما را به كار مىبست ، به زحمت مىافتاديد ، ليكن خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهاى شما آراسته است و كفر و فسقورزى و معصيت كردن را مكروه شما قرار داده است ، آنان همان ره يافتگانند به فضل و نعمت خداوند و خدا دانا و حكيم است [ 2 ] . صاحب طبقات ، داستان وليد را در سال نهم ، پس از سريّهء « عيينة بن - حصن فزارى » بر سر « بنى تميم » مىنويسد و مىگويد كه : رسول خدا براى فرستادگان « بنى مصطلق » قرآن تلاوت كرد و « عبّاد بن بشر » را همراهشان فرستاد ، تا زكات مالشان را بگيرد و احكام اسلام و قرآن را به آنان بياموزد و او هم از دستور رسول خدا تخلّف نكرد و حقى را ضايع نساخت و پس از ده روز كه نزد آنان بود به مدينه بازگشت [ 3 ] .
--> [ 1 ] - سورهء حجرات ، آيه 6 . [ 2 ] - سورهء حجرات ، آيه 7 - 8 . [ 3 ] - ج 2 ، ص 161 - 162 . م .