محمد ابراهيم آيتى

444

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

و نيز : هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا [ 1 ] . خداوند متعال در همان آغاز سوره به دروغگوئى منافقان گواهى داد و دروغ بودن قسمهاى ايشان را آشكار ساخت و رسول خود را توجه داد ، كه : ظاهر فريبندهء اين منافقان تو را مغرور نكند و او را فرمود كه : دشمن تو همين منافقانند ، از ايشان برحذر باش ، و گفتار نفاق‌آميز ايشان را باور مكن . داستان مقيس بن صبابه قبلا گفته شد كه : « هشام بن صبابه » در جنگ « بنى مصطلق » به دست يكى از مسلمانان كه او را يكى از دشمنان تصور مىكرد كشته شد ، برادرش : « مقيس بن صبابه » از مكّه به مدينه آمد و اظهار اسلام كرد و گفت : اى رسول خدا ! مسلمان شده و آمده‌ام تا ديهء برادرم را كه به خطا كشته شده مطالبه كنم . رسول خدا فرمود تا : ديهء برادرش ، « هشام » را به او دادند . « مقيس » مدت كوتاهى در مدينه ماند و سپس بر كشندهء برادرش حمله برد و او را كشت و از اسلام هم برگشت و به مكه گريخت ، او در اين باب اشعارى گفت و به اين كه هم ديهء برادرش را گرفته و هم كشنده‌اش را كشته است افتخار كرد [ 2 ] . أمّ المؤمنين جويريه به روايت ابن اسحاق : چون رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - اسيران « بنى - المصطلق » را قسمت كرد ، « جويريه » دختر « حارث بن أبى ضرار » در سهم « ثابت -

--> [ 1 ] - سورهء منافقون ، آيه 7 . آنان كسانى هستند كه مىگويند : به آن كس كه نزد رسول خدا است انفاق نكنيد تا پراكنده شوند . م . [ 2 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 305 - 306 ، چاپ حلبى ، 1355 ه . م .