محمد ابراهيم آيتى

438

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

رهسپار جنگ با طايفهء « بنى المصطلق » از قبيلهء خزاعه شد و « أبو ذرّ غفارى » و به قولى : « نميلة بن عبد اللّه ليثى » [ 1 ] را در مدينه جانشين گذاشت . بنى مصطلق ، خزاعى و از حلفاى بنى مدلج بودند و بر سر چاهى به نام « مريسيع » كه تا فرع - واقع در هشت منزلى مدينه - در حدود يك روز راه فاصله داشت ، منزل داشتند . رئيس « بنى مصطلق » : « حارث بن أبى ضرار » قبيلهء خويش و هر كه را توانست از عرب فراهم سازد به جنگ رسول خدا دعوت كرد ، و آنان هم دعوت او را پذيرفتند و براى جنگ با رسول خدا به رهبرى « حارث » آماده شدند . رسول خدا با خبر يافتن از اين تصميم ، « بريدة بن حصيب أسلمى » را براى تحقيق و رسيدگى فرستاد . « بريده » به سوى « بنى مصطلق » رهسپار شد و با سرورشان « حارث » گفتگو كرد و نزد رسول خدا بازگشت و ضمن گزارش ، صحّت خبرى را كه رسيده بود تأييد كرد . رسول خدا مردم را براى جنگ با « بنى مصطلق » فرا خواند و مسلمانان بيدرنگ به راه افتادند و سى اسب ( ده اسب از مهاجرين و بيست اسب از أنصار ) هم با خود بردند . مردمى هم از منافقين كه در هيچ غزوه‌اى با رسول خدا همراهى نمىكردند ، در اين غزوه ، همراه شدند . تاريخ حركت : روز دوشنبه دوم شعبان رسول خدا از مدينه حركت كرد . « حارث بن أبى ضرار » و همراهان وى با خبر يافتن از اين كه رسول خدا به سوى ايشان رهسپار شده و جاسوسى را كه براى تحقيق و بررسى وضع رسول خدا فرستاده بودند كشته است ، سخت ترسان و هراسان شدند و كسانى كه از ديگر قبايل عرب همراه وى بودند ، متفرّق گشتند .

--> [ 1 ] - و به قول صاحب طبقات : زيد بن حارثه ( ج 2 ، ص 63 . م . ) .