محمد ابراهيم آيتى
430
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
بشر » [ 1 ] ( از بنى عبد الأشهل ) ، « سعد بن زيد » [ 2 ] ( از بنى كعب بن عبد الأشهل ) . « أسيد بن ظهير » [ 3 ] ( از بنى حارثة بن حارث ) ، عكّاشة بن محصن » [ 4 ] ( از بنى أسد - بن خزيمه ) ، « محرز بن نضله » [ 5 ] ( از بنى أسد بن خزيمه ) ، « أبو قتاده : حارث - بن ربعى » [ 6 ] ( از بنى سلمه ) و « أبو عيّاش : عبيد بن زيد » [ 7 ] ( از بنى زريق ) ، اينان همگى اسب سوار بودند ، مگر « سلمه » كه پياده دشمن را تعقيب مىكرد . چون اصحاب نزد رسول خدا فراهم آمدند ، به قولى : « مقداد بن عمرو » و به قول ديگر - شايد صحيحتر - : « سعد بن زيد أشهلى » را امارت سريّه داد و فرمود : در تعقيب دشمن رهسپار شو ، تا من هم همراه اصحاب برسم . رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - « عبد اللّه بن أمّ مكتوم » را در مدينه جانشين گذاشت و « سعد بن عباده » را با سيصد مرد از قبيلهاش مأمور پاسبانى مدينه كرد . رسول خدا و أصحاب ، در پى دشمن تا « ذى قرد » تاختند و با رسيدن اصحاب ده شتر را پس گرفتند و در زدوخوردهائى كه پيش آمد كسانى از دو طرف كشته شدند .
--> [ 1 ] - سوار بر لمّاع . [ 2 ] - سوار بر لاحق . [ 3 ] - سوار بر مسنون . [ 4 ] - سوار بر ذو للّمّه . [ 5 ] - سوار بر اسب محمود بن مسلمه : ذو اللمه ( بعضى نام اين اسب را جناح ، يا سرحان ذكر كردهاند . جوامع السيره ، ص 203 و پاورقى 1 . م . ) . [ 6 ] - سوار بر حزره . ( ابن هشام : حزروه [ ج 3 ، ص 296 ] ، جوامع السيره : جروه ، ص 203 . م . ) . [ 7 ] - سوار بر جلوه .