محمد ابراهيم آيتى
409
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
پيشنهادهاى كعب بن أسد رسول خدا بيست و پنج روز « بنى قريظه » را در محاصره داشت ، تا از محاصره به تنگ آمدند و خدا آنان را مرعوب ساخت . « حيىّ بن أخطب » هم پس از بازگشتن قريش و غطفان براى آن كه به قرارى كه با كعب بن أسد گذاشته بود وفا كرده باشد به قلعهء « بنى قريظه » رفت و همراه ايشان بود ، پس چون يقين كردند كه رسول - خدا دست از ايشان بر نخواهد داشت ، « كعب بن أسد » به ايشان گفت : اى گروه يهود ! مىبينيد چه بر سرتان آمده است ، اكنون سه كار را به شما پيشنهاد مىكنم تا هر كدام را خواستيد انتخاب كنيد . گفتند : چه كارى ؟ گفت : از اين مرد پيروى مىكنيم و به او ايمان مىآوريم ، چه سوگند به خدا ، براى شما روشن شده است كه پيامبرى است بر حقّ ، و همان كس است كه نام او را در كتابهاى خود مىيابيد ، در اين صورت بر جان و مال و فرزندان و زنانتان ايمن خواهيد بود . گفتند : ما هرگز از حكم تورات دست برنمىداريم و جز آن را نمىپذيريم . گفت : اكنون كه به اين پيشنهاد تن در نمىدهيد ، پس بيائيد تا فرزندان و زنانمان را بكشيم ، و آنگاه بىآن كه نگرانى بازماندگان داشته باشيم با شمشيرهاى آخته بر محمّد و ياران وى حمله بريم ، تا خدا ميان ما و محمّد داورى كند ، در اين صورت اگر كشته شديم ديگر نگرانى زن و فرزند نخواهيم داشت و اگر پيروز گشتيم البتّه زن و فرزند پيدا خواهيم كرد . گفتند : اين بيچارگان را با دست خود بكشيم ؟ ! ديگر زندگى بعد از ايشان را چه ارزشى خواهد بود ؟ ! گفت : اگر اين پيشنهاد را هم ردّ مىكنيد ، امشب كه شنبه است و ممكن است كه محمّد و يارانش از حملهء ما آسوده خاطر باشند ، بر ايشان حمله بريد ، باشد كه بر محمّد و يارانش شبيخونى زده باشيم . گفتند : شنبه خود را تباه سازيم و كارى كنيم كه گذشتگان ما جز همانان كه در اثر كردار خود مسخ شدند ، نكردهاند ؟ ! گفت : معلوم مىشود در ميان شما يك نفر دورانديش و خردمند وجود ندارد .