محمد ابراهيم آيتى
12
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
است . از مجوسيان بنى تميم : « زرارة بن عدس [ 1 ] تميمى » و پسرش « حاجب بن زرارة بن عدس » و « أقرع بن حابس » صحابى بودهاند . آنگاه مىگويد كه : زندقه در ميان قبيلهء « قريش » بود و آن را از مردم « حيره » گرفته بودند . سپس داستان « بنى حنيفه » را مىنويسد كه : در جاهليت از خرما و روغن براى خود بتى ساختند و روزگار درازى آن را پرستش مىكردند ، و چون قحطى و گرسنگى پيش آمد به خوردن آن پرداختند . يعقوبى بعد از بيان اسامى بتهاى عرب و كيفيت حجّ و تلبيههاى ايشان و نشان دادن دو صنف « حمس » و « حلّه » و بدعتهائى كه « حمس » يعنى قريش و خزاعه و كنانه [ 2 ] و نيز « حلّه » در مراسم حجّ گذاشته بودند مىگويد : « سپس قومى از عرب به كيش « يهود » درآمدند و از اين دين جدا شدند ، ديگرانى كيش نصرانى گرفتند ، قومى هم زنديق شدند و به كيش « ثنوىّ » درآمدند . از عرب آنان كه يهودى شدند ، همهء مردم يمن بودند ، چه « تبّع » ( تبّان أسعد أبو كرب ) دو نفر از دانشمندان يهود را به يمن آورد و بتها را باطل شناخت و كسانى كه در يمن بودند يهودى شدند . مردمى از « أوس » و « خزرج » نيز پس از بيرون رفتن از يمن براى همسايگى با يهوديان « خيبر » و « بنى قريظه » و « بنى نضير » به كيش يهود درآمدند ، و مردمى از « بنى حارث بن كعب » و قومى از « غسّان » و قومى از « جذام » نيز يهودى شده بودند . مردمى هم از طوايف عرب كيش « نصرانى » را گرفتند ، از جمله قومى از قريش از « بنى أسد بن عبد العزّى » كه از آنهاست ، « عثمان بن حويرث بن أسد بن عبد العزّى » و « ورقة بن نوفل بن أسد » و نيز « بنى امرئ القيس بن زيد مناة » از « بنى تميم »
--> [ 1 ] - عدس در نسخه به ضم عين و فتح دال ( عدس ) ضبط شده بود ، اين جانب آن را به صورت مذكور در متن تصحيح كردم . ( ر . ك : به جمهرة أنساب العرب تأليف ابن حزم ص 232 ، چاپ مصر دار المعارف سال 1391 و پاورقى 2 از همان صفحه ) . م . [ 2 ] - ظاهرا اضافهء « و كنانه » از قبيل سهو قلم است ( رجوع شود به تاريخ يعقوبى ، ج 1 ص 297 چاپ دار العراق - بيروت ، سال 1955 م . 1375 ه . ) م .