محمد ابراهيم آيتى

406

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

4 - و هنگامى كه منافقان و كسانى كه در دلهاشان بيمارىيى بود مىگفتند : خدا و رسولش جز فريبى به ما وعده نداده‌اند ( 12 ) . 5 - هنگامى كه طايفه‌اى از ايشان گفتند : اى اهل « يثرب » ! جاى ماندن شما نيست پس بازگرديد ، و دسته‌اى از ايشان از پيامبر اذن ( رفتن ) مىخواستند و مىگفتند : راستى كه خانه‌هاى ما در خطر است ، خانه‌هاى ايشان در خطر نبود و نظرى جز گريختن نداشتند ( 13 ) . 6 - و اگر از اطراف مدينه بر ايشان هجوم آورده مىشد و سپس به فتنه ( و بازگشتن از دين ) دعوت مىشدند آن را انجام مىدادند ، و در انجام آن جز اندكى درنگ نمىكردند ( 14 ) . 7 - اينان پيش از اين با خدا عهد بسته بودند كه پشت به دشمن نكنند ، و عهد با خدا مورد بازخواست است ( 15 ) . 8 - بگو : اگر از مرگ يا كشته شدن بگريزيد ، گريختن هرگز به شما سود نخواهد داد ، و در آن هنگام جز اندكى بهره‌مند نخواهيد بود ( 16 ) . 9 - بگو : آن كس كيست كه شما را از دست خدا حفظ كند اگر دربارهء شما بدى اراده كند ، يا رحمتى دربارهء شما بخواهد ، با اين كه براى خود جز خدا سرپرست و ياورى پيدا نمىكنند ( 17 ) . 10 - خدا آن دسته از شما كه ديگران را ( از كار جهاد ) بازمىدارند و به برادران خود مىگويند : نزد ما بيائيد و كار جنگ را جز اندكى انجام نمىدهند ، نيك مىشناسد ( 18 ) . 11 - در حالى كه نسبت به شما بخل مىورزند ، و هنگامى كه پاى ترس به ميان آيد آنان را بنگرى كه چون كسى كه مرگ او را فرا گرفته باشد ، در حالى كه ديدگانشان مىچرخد ، به تو مىنگرند ، و هرگاه ترس و بيم از ميان برود در حالى كه در جمع غنيمت حرص و بخل مىورزند ، با زبانهائى تيز شما را آزار مىدهند ، آنان ايمان نياورده‌اند ، لذا خداوند عملهاشان را تباه ساخت و آن بر خدا آسان بود ( 19 ) . 12 - گمان مىكنند كه احزاب نرفته‌اند ، و اگر أحزاب بيايند دوست دارند كه كاش در باديه در ميان اعراب بودند و اخبار شما را ( از ديگران ) مىپرسيدند ، و اگر در ميان شما هم مىبودند جز اندكى نبرد نمىكردند ( 20 ) .