محمد ابراهيم آيتى
337
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
چه خبر ؟ گفتند : حال رسول خدا خوب است . گفت : بگذاريد تا خودم او را ببينم . چون رسول خدا را زنده و سالم ديد ، گفت : بعد از آن كه تو سالم ماندهاى ، هر مصيبتى كه روى داده باشد كوچك است . رسول خدا در مدينه نماز مغرب را رسول خدا در مدينه گزارد و گفت : ديگر تا فتح مكّه براى ما با مشركين چنين روزى پيش نخواهد آمد . ابن اسحاق مىنويسد كه : چون رسول خدا به خانهاش بازگشت شمشير خود را به دختر خود « فاطمه » داد و گفت : دختر جان ! اين شمشير را از خون شستشو ده ، به خدا قسم كه : امروز با من راستى كرد . علىّ بن أبى طالب نيز شمشير خود را به فاطمه داد و گفت : اين شمشير را نيز شستشو ده . به خدا قسم كه : اين شمشير امروز با من راستى كرد . رسول خدا گفت : اگر امروز به راستى از عهدهء جنگ برآمدى ، « سهل بن حنيف » و « أبو دجانه » نيز همراه تو در جنگ راستى كردند . ابن هشام روايت مىكند كه : روز أحد مناديى ندا كرد : « لا سيف إلّا ذو الفقار ، و لا فتى إلّا على [ 1 ] . در همين غزوه بود كه رسول خدا به على گفت : « إنّ عليّا منّى ، و أنا منه » : « همانا على از من است و من از اويم » [ 2 ] . قصايد و اشعارى را كه شعراى مسلمين و مشركين دربارهء أحد گفتهاند در سيرة - النبىّ بنگريد [ 3 ] .
--> [ 1 ] - دلائل الصدق ، ج 2 ، ص 301 ، از تاريخ طبرى ، كامل ابن أثير و شرح ابن أبى الحديد . [ 2 ] - دلائل الصدق ، ج 2 ، ص 271 - 274 ، از مسند أحمد ، صحاح ستّ ، مستدرك حاكم ، سنن ترمذى ، طبرى ، ابن أثير ، ابن أبى الحديد و كنز العمال . [ 3 ] - ج 3 ، ص 83 - 159 .