محمد ابراهيم آيتى
323
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
مرد سرور قريش است كه با پيكر بيجان عموزادهء خود چنين رفتار مىكند . أبو سفيان گفت : اين كار را از من نهفته دار كه لغزشى بود . رسول خدا و حمزه رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - چندين بار پرسيد كه : « عموى من حمزه چه كرد ؟ » پس « حارث بن صمّه » رفت و دير كرد ، و آنگاه على رفت و « حمزه » را كشته يافت و رسول خدا را خبر داد . رسول خدا رفت و بر سر كشتهء حمزه ايستاد و گفت : هرگز به مصيبت كسى مانند تو گرفتار نخواهم شد ، و هرگز در هيچ مقامى سختتر از اين بر من نگذشته است » [ 1 ] . سپس گفت : « جبرءيل نزد من آمد و مرا خبر داد كه : حمزه در ميان اهل هفت آسمان نوشته شده : « حمزة بن عبد المطّلب أسد اللّه و أسد رسوله » [ 2 ] . به روايت ابن اسحاق : پيكر مقدّس حمزه را به أمر رسول خدا با جامهاى پوشاندند آنگاه رسول خدا بر وى نماز گزارد ، و با هر كشتهء ديگرى نيز بر وى نمازگزارد تا هفتاد و دو نماز بر وى گزارده شد . صفيّه و حمزه « صفيّه » براى ديدن برادرش « حمزه » آمده بود كه رسول خدا به زبير گفت : مادرت را بازگردان كه برادرش را به اين حال نبيند . چون « زبير » امر رسول خدا را به مادر گفت ، پاسخ داد كه : چرا ؟ خبر يافتهام كه : برادرم را مثله كردهاند ، امّا چون در راه خدا است ما هم راضى و خشنوديم ، و البتّه براى خدا صبر خواهم كرد . زبير
--> [ 1 ] - لن أصاب بمثلك أبدا ، ما وقفت موقفا قطّ أغيظ إلىّ من هذا . [ 2 ] - جاءنى جبرءيل فأخبرنى : إنّ حمزة بن عبد المطّلب مكتوب فى أهل السموات السبع : حمزة بن عبد المطّلب أسد اللّه و أسد رسوله .