محمد ابراهيم آيتى

318

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

« عتبة بن أبى وقّاص » دندان پيشين رسول خدا را شكست و روى او را مجروح ساخت و لبش را شكافت و خون بر گونهء وى جارى شد ، و مىگفت : چگونه رستگار مىشوند قومى كه روى پيامبر خود را در حالى كه آنها را به خدا دعوت مىكند به خون آغشته مىسازند . و آيهء 128 سورهء آل عمران در همين باره نزول يافت . ابن هشام روايت مىكند كه : « عتبة بن أبى وقّاص » دندان رسول خدا را شكست و لب پايين او را مجروح ساخت و « عبد اللّه بن شهاب زهرى » پيشانى وى را شكافت ، و « عبد اللّه بن قمئه » گونه‌اش را مجروح ساخت ، و دو حلقه از حلقه‌هاى كلاه‌خود در گونه‌اش فرو رفت ، و رسول خدا در يكى از گودال‌هائى كه أبو عامر براى مسلمانان كنده بود افتاد . پس علىّ بن أبى طالب دست رسول خدا را گرفت و « طلحة بن عبيد اللّه » او را بلند كرد تا راست ايستاد و « مالك بن سنان » پدر « أبو سعيد خدرى » خون روى رسول خدا را مكيد و فرو برد و « أبو عبيدهء جرّاح » با دندان خويش دو حلقه را يكى پس از ديگرى از روى رسول خدا كشيد و در نتيجه دو دندان پيشين او افتاد ، چهار نفر از قريش كه بر كشتن رسول خدا همداستان شدند عبد اللّه بن شهاب زهرى . عتبة بن أبى وقّاص زهرى . عبد اللّه بن قمئه . أبيّ بن خلف . رسول خدا در پناه كوه به روايت شيخ مفيد از ابن مسعود : پريشانى مسلمين به جائى رسيد كه همگى گريختند و جز علىّ بن أبى طالب ، كسى با رسول خدا باقى نماند . سپس چند نفر ، از جمله :