محمد ابراهيم آيتى
296
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
غزوهء بنى قينقاع [ 1 ] يهود « بنى قينقاع » كه هم پيمان « عبد اللّه بن أبيّ بن سلول » و از همهء يهوديان شجاعتر بودند ، شغل آنان زرگرى بود و با رسول خدا پيمان سازش و عدم تعرّض داشتند ، اما پس از واقعهء بدر ، از راه نافرمانى و حسد درآمدند و عهد و پيمان خود را نقض كردند . رسول خدا آنان را در بازار « بنى قينقاع » فراهم ساخت و به آنان گفت : « اى گروه يهود ! از آنچه بر سر قريش آمد بترسيد و اسلام آوريد ، چه خود دانستهايد كه من پيامبرى بر حقم و اين مطلب را در كتاب آسمانى و عهدى كه از خدا به دست داريد مىبينيد » . بزرگان طايفه در جواب رسول خدا گفتند : اى محمّد ! چنان گمان مىبرى كه ما همچون قريش خواهيم بود ، از اين كه با مردمى ناآزموده جنگ كردى و پيروز گشتى مغرور شدهاى ، به خدا قسم : اگر ما با تو جنگ كرديم ، خواهى فهميد كه مرد ميدان مائيم نه ديگران [ 2 ] . ابن اسحاق روايت مىكند كه يهوديان « بنى قينقاع » نخستين طايفه از يهود بودند كه با رسول خدا پيمان خود را شكستند و جنگشان در ميان بدر و أحد روى داد . سپس داستان عهدشكنى آنان را به اين صورت روايت مىكند كه زنى از عرب كالائى براى فروش به مدينه آورد و آن را در بازار « بنى قينقاع » فروخت و نزد زرگرى نشست ، يهوديان خواستند به هر حيلهاى شده روى او را باز كنند ، زن امتناع داشت ، زرگر كنار جامهء زن را به پشت او گره زد ، چون از جاى برخاست ، زشتىهاى او آشكار شد و يهوديان بخنديدند ، زن فرياد كشيد ، مردى از مسلمانان به زرگر كه يهودى بود حمله برد و او را بكشت ، يهوديان بيدرنگ بر مرد مسلمان تاختند و او را كشتند ،
--> [ 1 ] - شوال سال دوم ، 20 ماه پس از هجرت . [ 2 ] - آيهء 58 ، سورهء انفال . و آيههاى 12 - 13 ، سورهء آل عمران دربارهء ايشان نزول يافته است .