محمد ابراهيم آيتى

مقدمه كو

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

1 - اين جانب مدارك وفدها را در پايان هر وفد آورده‌ام ( طبقات ابن سعد ج 1 ص 317 بيروت 1380 . اسد الغابة ج 5 ص 535 چاپ افست اسماعيليان ) اينك عبارت طبقات در همين قسمت : ثم قال يا رسول اللّه اكتب بيننا و بين بنى تميم بالدهناء لا يجاوزها الينا منهم الّا مسافر أو مجاور فقال : يا غلام اكتب له بالدهناء فلما رأيته امر له بان يكتب له بها شخص بى و هى وطنى و دارى فقلت : يا رسول اللّه انّه لم يسألك السويّة من الارض اذ سألك انّما هذه الدهناء عندك مقيد الجمل و مرعى الغنم و نساء تميم و ابناؤها و راء ذلك فقال امسك يا غلام صدقت المسكينة المسلم اخو المسلم . 2 - زمينهاى حجاز غالبا سرزمينهائى هستند شن زار و بىبر و حاصل لذا به حكم اين غلبه بمجرّد اين كه حريث از آن حضرت خواست كه دهناء مرز بين قوم او و بنى تميم باشد به جهت رعايت مصالح دو قوم پيامبر - ص - از او پذيرفتند كه اين سرزمين مرز ميان آنها باشد ، ليكن چون زن مدّعى شد كه اين زمين باير نيست ، زمين آبادى است مرتع گوسفندان و شتران بنى تميم و در حيازت آنان است علاوه بر اين كه سخن زن سخنى بود اطمينان‌بخش صرف ادعاى زن هم كافى بود دستور امساك دهند تا حقيقت مكشوف گردد و بر خلاف مصالح بنى تميم دستورى صادر نگردد و الّا چه بسا اين دستور خود منشأ نزاع و كشمكش قرار مىگرفت . 3 - در باب علم پيغمبر - ص - در قسمت دوم از پاسخ انتقاد 4 ، مطلبى به عرض رسيد تكرار نمىكنيم . پايان : أبو القاسم گرجى 1366