محمد ابراهيم آيتى

263

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

پس بيائيد و بازگرديد و محمّد را با ساير عرب واگذاريد ، اگر او را از ميان برداشتند ، به مقصود خود رسيده‌ايد و اگر هم پيروز شد شما را خواهد يافت در حالى كه با او جنگ نكرده‌ايد . آتش افروزان جنگ 1 - أبو جهل كه پس از آمدن « حكيم بن حزام » و رسانيدن پيام « عتبه » گفت : به خدا قسم : شش « عتبه » از ديدن محمّد و يارانش باد كرده است [ 1 ] ، نه به خدا قسم بازنمىگرديم تا خدا ميان ما و محمّد حكم كند ، « عتبه » هم نظرش غير از آن است كه اظهار مىكند ، او چون ديده است كه پسرش با محمّد و يارانش همراه است ، از كشته شدن وى بيم دارد . 2 - « عامر بن حضرمى » برادر « عمرو بن حضرمى » كه به إغواى « أبو جهل » در ميان سپاه قريش برخاست و داد زد : وا عمراه ! وا عمراه ! تا مردم به جوش آمدند و جنگ به راه افتاد . آغاز خونريزى أسود بن عبد الأسد مخزومى ، كه مردى بدخو و گستاخ بود گفت : با خدا عهد مىكنم كه از حوض مسلمانان آب بنوشم ، يا آن را ويران كنم و يا هم جان بر سر اين كار نهم . حمزة بن عبد المطّلب در مقابل وى بيرون شد و با شمشير خود پاى او را از نصف ساق در نزديكى حوض بينداخت . أسود به پشت بيافتاد و براى آنكه قسم خورده

--> [ 1 ] - كنايه از اين كه از محمد و يارانش ترسيده است .