محمد ابراهيم آيتى
229
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
رسول خدا در ساختن مسجد با مسلمانان همكارى مىكرد و اين خود باعث تشويق آنان بود ، چنان كه يكى از ايشان گفت : لئن قعدنا و النبى يعمل * لذاك منّا العمل المضلّل « اگر ما بنشينيم در حالى كه پيامبر كار مىكند ، كار ما بسى گمراهانه خواهد بود » . مسلمانان هم در موقع ساختن مسجد سرود مىخواندند : لا عيش إلّا عيش الآخرة * اللّهمّ ارحم الأنصار و المهاجرة و رسول خدا چنين مىگفت : لا عيش إلّا عيش الآخرة * اللّهمّ ارحم المهاجرين و الأنصار « زندگىاى جز زندگى آخرت نيست ، خدايا مهاجران و انصار را رحمت كن » . « عمّار بن ياسر » كه او را از خشت سنگين بار كرده بودند ، رسيد و گفت : اى رسول خدا ! مرا كشتند ، بيش از آنچه خود مىبرند بر من بار مىكنند . « أمّ سلمه » : همسر پيامبر مىگويد : رسول خدا را ديدم كه گيسوان افتادهء عمّار را به دست خويش مىافشاند و مىگفت : « ويح ابن سميّة ، ليسوا بالّذين يقتلونك ، إنّما تقتلك الفئة الباغية » : « افسوس بر پسر سميّه ، اينان نيستند كه تو را مىكشند ، بلكه گروه بيدادگر تو را خواهند كشت » . على - عليه السلام - كه در حال كار كردن سرود مىخواند :
--> در طبقهء فوقانى ، و بودن رسول خدا در طبقهء تحتانى نگرانى داشت ، و به آن حضرت پيشنهاد كرد تا به طبقهء فوقانى منتقل شود ، چنين گفت : إنّ أرفق بنا و به من يغشانا أن نكون فى سفل البيت . « براى ما و ميهمانان ما راحتتر همان است كه ما در طبقهء تحتانى منزل ساكن باشيم » ( ر . ك : سيرة النبى ، ج 2 ، ص 116 ) .