محمد ابراهيم آيتى
221
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
آخرشان است » . بار ديگر هم آن ظرف را پر از شير دوشيد و نزد وى گذاشت و سپس به طرف مدينه رهسپار شدند . چيزى نگذشت كه شوهرش « أبو معبد خزاعى » [ 1 ] با گوسفندان ناتوان خود كه از لاغرى نمىتوانستند راه بروند ، رسيد و از ديدن ظرف پر از شير در شگفت آمد و گفت : با نبودن گوسفندان شير دار اين ظرف شير از كجاست ؟ « أمّ معبد » گفت : در اثر قدم مردى است مبارك كه بر ما ميهمان شد و چنين و چنان گذشت . « أبو معبد » گفت : به خدا قسم : اين مرد همان پيامبر قريش است كه وى را تعقيب مىكنند ، شمايل وى را براى من توصيف كن . « أمّ معبد » شمايل رسول خدا را براى شوهرش توصيف كرد و « أبو معبد » گفت : به خدا قسم كه : پيامبر قريش كه توصيف او را شنيده بوديم چنين است و اگر او را ديده بودم ، خواستار مىشدم تا مرا به همراهى با خويش سرافراز دارد ، اكنون هم تا بتوانم به هر وسيلهاى كه باشد ، اين كار را خواهم كرد [ 2 ] . جائزهء قريش براى دستگيرى رسول خدا ( ص ) چون رسول خدا از مكّه رهسپار مدينه شد ، قريش براى هر كس كه رسول
--> [ 1 ] - برخى نام وى را « حبيش » نوشتهاند ، به هر جهت وى از صحابه است و ساكن « قديد » بود . به قول بعضى در حيات رسول خدا از دنيا رفته است ( اسد الغابه ، ج 5 ص 300 ) . [ 2 ] - ر . ك : البحار ، ج 19 ، ص 99 - 103 . اسد الغابه ، ج 1 ، ص 377 . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 230 - 231 . الفائق ، ص 43 - 45 . و نيز حديث « هند بن أبى هاله » ربيب رسول - خدا را ، در توصيف شمائل رسول خدا در اسد الغابه ج 5 ، ص 27 و ج 1 ، ص 24 - 28 و بحار كمپانى ، ج 6 ، ص 133 . و مكارم الاخلاق ، ص 6 - 7 . و معانى الاخبار صدوق ، و حديث على - بن أبى طالب را در توصيف شمائل رسول خدا در اسد الغابه ، ج 1 ، ص 25 . سيرة النبى ، ج 2 ، ص 7 - 9 . و نيز ترجمهء حديث شمايل رسول خدا را در ترجمهء تاريخ يعقوبى ج 1 ، ص 513 - 514 ، ملاحظه كنيد .