محمد ابراهيم آيتى

218

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

ديدند ، كبوترى [ 1 ] بر آن آشيانه نهاده است ، گفتند : كسى در اين غار نيست و بازگشتند [ 2 ] . كسى كه ردّ پاى رسول خدا را تا در غار برد ( أبو ) « كرز بن علقمة بن هلال خزاعى » بود . در سه روزى كه رسول خدا و أبو بكر در غار « ثور » بودند ، « عبد اللّه بن أبى بكر » و « عامر بن فهيره » و « أسماء ذات النطاقين » براى رساندن خوردنى و نوشيدنى و أخبار أهل مكّه نزدشان رفت و آمد داشتند . همسفران رسول خدا در شب چهارم ربيع « عبد اللّه بن أرقط ديلى » [ 3 ] كه مردى مشرك بود و رسول خدا او را براى راهنمائى اجير كرده بود ، دو شتر را كه قبلا به او سپرده بودند [ 4 ] بر در غار آورد و سوار شدند و أبو بكر ، عامر بن فهيره را نيز به دنبال خويش سوار كرد و بدين ترتيب رسول خدا با دو نفر مسلمان يعنى : أبو بكر و عامر بن فهيره و يك نفر مشرك يعنى : عبد اللّه بن أريقط ديلى » راه مدينه را در پيش گرفت . از غار ثور تا مدينه ابن اسحاق راه و منازل رسول خدا را از غار « ثور » تا مدينه بدين ترتيب مىشمارد :

--> [ 1 ] - ياد و كبوتر ( الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 229 ) . [ 2 ] - ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 398 . [ 3 ] - عبد اللّه بن أريقط ليثى ديلى هم گفته مىشود . پدر اين عبد اللّه از طايفه بنى ديل بن بكر بن عبد مناة بن كنانه و مادرش از بنى سهم بن عمرو بود . [ 4 ] - يكى از اين دو شتر را رسول خدا از ابو بكر خريده بود و يا در همان موقع خريد .