محمد ابراهيم آيتى
176
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
مىساختند و مىگفتند : خويشان و نزديكانت تو را بهتر مىشناسند كه از تو پيروى نكردهاند . بدين ترتيب رسول خدا قبايل : « بنى عامر بن صعصعه » ، « بنى محارب بن خصفه » ، « بنى فزاره » ، « غسّان » ، « بنى مرّه » ، « بنى حنيفه » ، « بنى سليم » ، « بنى عبس » ، « بنى نضر » ، « بنى ثعلبة بن عكابه » ، « كنده » ، « كلب » ، « بنى حارث بن كعب » ، « بنى عذره » و « حضارمه » را يكايك دعوت كرد ، اما هيچ يك از اين قبايل دعوت وى را نپذيرفتند [ 1 ] و به گفتهء ابن اسحاق : بيش از همه قبيلهء « بنى حنيفه » در پاسخ وى بىادبى و گستاخى كردند . هنگامى كه رسول خدا قبيلهء « بنى عامر بن صعصعه » را دعوت مىكرد ، مردى از ايشان به نام « بيحرة بن فراس » گفت : به خدا قسم كه : اگر من اين جوان را از دست قريش بگيرم ، با نيروى وى عرب را مىخورم . سپس به رسول خدا گفت : بيا بگو كه : اگر ما تو را در اين امر پيروى كرديم و آنگاه به يارى خدا پيروز شدى ، مىشود كه پس از تو اين كار به دست ما باشد ؟ رسول خدا گفت : « اختيار اين امر به دست خدا است ، و آن را هركجا كه خواهد مىنهد . » بيحره گفت : پس ما در مقابل عرب جان نثار تو باشيم و آنگاه كه خدا پيروزيت داد . كار به دست ديگران افتد ؟ ما را نيازى به پذيرش اين دعوت نيست [ 2 ] . مقدّمات هجرت و آشنائى با اهل يثرب دو قبيلهء بتپرست به نام « أوس » و « خزرج » از عرب « قحطانى » يمن در يثرب سكونت داشتند و پيوسته جنگهائى ميان اين دو قبيله روى مىداد ، تا در زير فشار جنگ به ستوه آمدند و دانستند كه نابود مىشوند و نيز « بنى نضير » و « بنى قريظه » و ديگر يهوديان ساكن يثرب بر آنان گستاخ شدند . جمعى از ايشان به مكّه رفتند تا از
--> [ 1 ] - الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 216 - 217 . امتاع الاسماع ، ص 30 - 31 . [ 2 ] - ر . ك : سيرة النبى ، ج 2 ، ص 33 - 34 . تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 84 .