محمد ابراهيم آيتى

172

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

كه غضبت بر من فرود آيد ، يا خشمت مرا فروگيرد ، از تو پوزش مىخواهم تا خشنود شوى و جنبشى و نيروئى جز به وسيلهء تو نيست » . چون « عتبه » و « شيبه » : پسران « ربيعه » رسول خدا را در آن حال ديدند با غلام مسيحى خود « عدّاس » كه از مردم نينوى بود مقدارى انگور براى وى فرستادند ، « عدّاس » از آنچه از رسول خدا ديد و شنيد ( به گفتهء يعقوبى : اسلام آورد و ) چنان فريفته شد كه بيفتاد و بر سر و دست و پاى وى بوسه زد و چون « عتبه » و « شيبه » جهت پرسيدند گفت : « در روى زمين بهتر از اين چيزى نيست ، مرا به امرى خبر داد كه جز پيغمبران نمىدانند » . پس به وى گفتند : نكند كه تو را از كيش تو بازدارد ، دين تو از دين او بهتر است [ 1 ] . رسول خدا پس از ده روز توقّف در « طائف » و نااميدى از اسلام و حمايت قبيلهء « بنى ثقيف » راه مكّه در پيش گرفت ، در منزلگاه « نخله » نيمه شب نماز مىخواند كه گذار عدّه‌اى از پريان بر آنجا افتاد و ايمان آوردند و براى دعوت قوم خويش بازگشتند . خداى متعال در قرآن مجيد در دو موضع قصّهء ايشان را ذكر مىكند [ 2 ] . رسول خدا در نزديكى مكّه كسى را به ترتيب نزد « أخنس بن شريق » ، « سهيل ابن عمرو » و « مطعم بن عدىّ » فرستاد و از هر يك امان خواست . « أخنس » و « سهيل » عذر آوردند ولى « مطعم » پذيرفت ، رسول خدا در امان وى به مكّه درآمد [ 3 ] . واقعهء إسراء صريح قرآن مجيد است كه خداى متعال بندهء خود محمّد ( صلى اللّه عليه و آله ) را

--> [ 1 ] - ر . ك : اسد الغابه ، ج 3 ، ص 389 - 390 . سيرة النبى ، ج 2 ، ص 28 - 31 . الطبقات - الكبرى ، ج 1 ، ص 212 . تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 81 . ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 394 - 395 . [ 2 ] - سورهء احقاف ، آيات 29 - 31 . سورهء جن ، آيات 1 - 28 . ( سيرة النبى ، ج 2 ، ص 31 ) . [ 3 ] - تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 82 .