محمد ابراهيم آيتى
167
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
ايشان گرفتند و گفتند : چه مردان بىخردى شما هستيد ، مردم « حبشه » شما را براى رسيدگى و تحقيق امرى فرستادند ، امّا شما بىدرنگ دين خود را رها كرديد و دعوت وى را تصديق كرديد . نمايندگان نصارى در پاسخ قريش گفتند : ما را با شما بحث و جدالى نيست ، ما به كيش خود ، شما به كيش خود ، ما از اين سعادت نمىگذريم . دربارهء ايشان آياتى از قرآن مجيد نازل گرديد [ 1 ] . رسول خدا هرگاه در مسجد الحرام مىنشست ، بيچارگان أصحاب از قبيل : « خبّاب » ، « عمّار » ، « أبو فكيهه : يسار » و « صهيب » نزد وى مىنشستند و قريش از راه مسخره مىگفتند : مىشود باور كرد كه خدا اينان را به حقّ هدايت كرده و آن را از ما دريغ داشته است ؟ اگر آن چه محمّد آورده است حق مىبود ، نمىشد كه اينان در قبول آن بر ما سبقت جويند . خداى متعال در اين باره آياتى از قرآن مجيد فرستاد [ 2 ] . چون بسيار مىشد كه رسول خدا نزديك مروه بر در دكان غلامى مسيحى به نام « جبر » مىنشست ، قريش مىگفتند : آنچه محمّد آورده كسى جز « جبر » غلام « بنى حضرمى » به وى نمىآموزد . خدا در اين باره نيز آيهاى فرستاد [ 3 ] . نزول سورهء كوثر عاص بن وائل سهمى هرگاه نام رسول خدا برده مىشد مىگفت : دست برداريد مردى است بىنسل و هرگاه بميرد نام وى از ميان مىرود و آسوده مىشويد . پس خداى
--> [ 1 ] - سورهء مائده ، آيات 82 - 83 . سورهء قصص ، آيات 52 - 55 . ( ر . ك : سيرة النبى ، ج 1 ، ص 418 - 419 ) . [ 2 ] - سورهء انعام ، آيات 52 - 54 . [ 3 ] - سورهء نحل آيهء 103 .