محمد ابراهيم آيتى

127

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

از پيش دنبال كردند ، و به يكديگر توصيه مىكردند كه : گوش به اين قرآن فرا ندهيد و آن را با ياوه‌گويى مسخره كنيد [ 1 ] . روزى « أبو جهل » به قريش گفت : محمّد گمان مىكند سپاهيان خدا كه شما را در آتش عذاب مىكنند ، و به دوزخ مىافكنند فقط نوزده نفرند . شما با اين جمعيت نخواهيد توانست هر صد نفر از عهدهء يكى از آنها برآئيد [ 2 ] ؟ شكنجه‌هاى طاقت فرسا شكنجه و آزار قريش نسبت به مسلمانان بىپناه و بردگان شدّت يافت ، و هر قبيله‌اى به آزار افراد مسلمان خويش پرداختند ، و آنان را به حبس كردن ، و زدن و گرسنگى و تشنگى و جز آن شكنجه مىدادند ، از جمله : عمّار بن ياسر عنسى . مادرش « سميّه » نخستين كسى است كه در راه اسلام به شهادت رسيد ، و « أبو جهل » او را با نيزه‌اى شهيد كرد . ياسر پدرش كه نيز در مكّه به شهادت رسيد . عبد اللّه بن ياسر ، برادرش كه در مكّه زير شكنجهء قريش از دنيا رفت . بلال بن رباح بن حمامه ( نام مادرش حمامه بود ) كه « أميّة بن خلف جمحى » او را در گرماى شديد نيمروز در بطحاى مكّه به پشت مىخواباند و دستور مىداد تا سنگى بزرگ بر سينهء وى نهند ، و سپس به او مىگفت : بايد به همين صورت بمانى تا بميرى يا به محمّد كافر شوى و « لات » و « عزّى » را پرستش كنى ، و او در زير شكنجه همچنان « أحد أحد » مىگفت . سپس او را مىگرفتند و در آن گرماى شديد ، زرهى آهنين ، در برش مىكردند و ريسمانى بر گردنش انداخته به دست كودكان مىدادند تا او را در كوچه و بازار بگردانند .

--> [ 1 ] - سورهء فصلت ، آيه 26 . [ 2 ] - سورهء مدثر ، آيات 30 - 31 .