محمد ابراهيم آيتى

118

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

بهتر همان است كه بگوئيد : ساحر است و گفتارى ساحرانه آورده است كه با آن ميان مرد و پدرش ، و مرد و برادرش ، و مرد و همسرش ، و مرد و بستگانش جدائى مىافكند . آنگاه با همين تصميم پراكنده گشتند و بر سر راه حاجيان مىنشستند و آنان را از تماسّ گرفتن با رسول خدا بر حذر مىداشتند ، پس خداى متعال دربارهء « وليد بن مغيره » آياتى نازل كرد [ 1 ] . و نيز خداى متعال دربارهء رسول خود ، و آنچه از طرف خدا آورده بود ، و دربارهء كسانى كه همراه « وليد » به رسول خدا و آنچه از طرف خدا آورده بود ، نسبت‌هاى گوناگون مىدادند ، آياتى نازل ساخت [ 2 ] . عرب از اين موسم بازگشتند و قصّهء رسول خدا را به اطراف و اكناف بردند و نام رسول خدا در تمام بلاد عرب منتشر گشت . در اين موقع بود كه « أبو طالب » از هجوم عرب و پشتيبانى آنان از قريش بترسيد و قصيدهء معروفى گفت ، و صريحا اعلام داشت كه رسول خدا را تسليم نخواهد كرد ، و هرگز دست از يارى وى بر نخواهد داشت ، و تا پاى جان در اين راه ايستادگى خواهد كرد [ 3 ] .

--> [ 1 ] - سورهء مدثر آيات 11 - 25 . ( سيرة النبى ، ج 1 ، ص 283 - 285 ) . [ 2 ] - سورهء حجر آيات 90 - 93 . [ 3 ] - در اين قصيده است كه مىگويد : كذبتم و بيت اللّه نبزى محمّدا * و لمّا نطاعن دونه و نناضل و نسلمه حتّى نصرّع حوله * و نذهل عن أبنائنا و الحلائل و ما ترك قوم - لا أبا لك - سيّدا * يحوط الذمار غر ذرب مواكل نبزى : نسلبه . الذمار : ما يلزمك أن تحميه . ذرب : فاسد . مواكل : الذي يتّكل على غيره .