محمد ابراهيم آيتى

101

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

و بنى عبد العزّى ( پسران قصىّ ) رفتند . باز فرياد برآورد : اى آل هاشم ! بنى عبد شمس و بنى نوفل هم رفتند و تنها بنى عبد المطّلب باقى ماندند . سپس أبو لهب گفت : اينان بنى هاشم‌اند كه فراهم گشته‌اند ، آنگاه در يكى از خانه‌هاى بنى هاشم آنان را مجتمع ساخت [ 1 ] . رسول أكرم « على » را فرمود تا : يك صاع طعام تهيه كند . و يك پاى گوسفند هم بر آن نهد و ظرفى هم از شير آماده كند . آنگاه فرزندان « عبد المطّلب » را فراهم سازد تا با آنان سخن بگويد ، على غذا را آماده ساخت و « بنى عبد المطّلب » را كه چهل مرد ، يكى بيش يا كم مىشدند ، فراهم ساخت . همگى از آن طعام خوردند و نوشيدند و سير شدند ، و خوراكيها همچنان برجاى ماند . اما پيش از آن كه رسول خدا سخن بگويد ، أبو لهب او را به ساحرى نسبت داد و جمعيّت متفرّق شدند [ 2 ] . به روايت يعقوبى : سپس آنان را چنان كه خدا به وى امر فرموده بود بيم داد . و به آنان اعلام كرد كه : خدا آنان را برترى داده و برگزيده و پيامبر خود را در ميانشان مبعوث كرده ، و او را فرموده است كه : بيمشان دهد [ 3 ] .

--> [ 1 ] - بر حسب روايتى كه يعقوبى بعد از اين نقل مىكند ، انجمن « عشيرهء أقربين » در خانهء حارث بن عبد المطلب بوده است ( ر . ك : ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 383 - 384 ) . [ 2 ] - تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 62 - 63 . [ 3 ] - در كامل ابن اثير با تصريح به نوبت دوم به اين عبارت : الحمد للّه أحمده و أستعينه و أومن به و أتوكّل عليه و أشهد أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له ، سپس گفت : إنّ الرائد لا يكذب أهله ، و اللّه الذي لا إله إلّا هو ، إنّى رسول اللّه إليكم خاصّة و إلى الناس عامّة ، و اللّه لتموتنّ كما تنامون ، و لتبعثنّ كما تستيقظون و لتحاسبنّ بما تعملون ، و إنّها الجنّة أبدا و النار أبدا ( ر . ك : الكامل ، ج 2 ، ص 40 - 41 . انسان العيون ، ج 1 ، ص 321 . بحار الانوار ، ج 18 ، ص 197 . جمهرة خطب العرب ، ج 1 ، ص 51 ) .