محمد ابراهيم آيتى
91
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
ابن اسحاق مىنويسد : نماز در ابتدا دو ركعتى بر رسول خدا واجب شد و سپس خداى متعال آن را در حضر چهار ركعت تمام قرار داد ، و در سفر بر همان صورتى كه اول واجب شده بود باقى گذاشت . آنگاه روايتى نقل مىكند كه : در روز در اوقات پنج نماز ، جبرئيل بر رسول خدا نازل مىشد . و در وقت هر نماز رسول خدا را به خواندن نماز آن وقت وامىداشت ، و پس از دو روز گفت : اى محمد ! نماز را مانند نماز ديروز و امروز بخوان [ 1 ] . از « عمرو بن عبسهء سلمى » [ 2 ] روايت شده است كه مىگفت : در آغاز بعثت كه داستان رسول خدا را شنيدم ، نزد وى شرفياب شدم و گفتم : امر خويش را براى من توصيف كن . پس امر رسالت خود و آنچه را خداوند او را بدان مبعوث كرده بود براى من توصيف كرد [ 3 ] . گفتم : آيا كسى هم در اين امر تو را پيروى كرده است ؟ گفت : آرى زنى و كودكى و غلامى ، و مقصودش خديجه دختر خويلد و علىّ بن أبى طالب و زيد بن حارثه بود [ 4 ] . عفيف [ 5 ] كندى مىگويد : در دوران جاهليت به مكّه رفتم تا براى خانوادهء خويش از پارچهها و عطر آنجا خريدارى كنم . پس نزد « عبّاس بن عبد المطّلب » كه مردى
--> [ 1 ] - سيرة النبى ، ج 1 ، ص 263 . [ 2 ] - به فتح عين و با و سين : از بنى بهثة بن سليم ، به ضم با و سين . [ 3 ] - عمرو مىگويد : گفتم : چهكارهاى ؟ گفت : رسول خدا . گفتم : خدا ترا به چه چيز مبعوث كرده است ؟ گفت : به آن كه خدا بدون هيچ شريكى عبادت شود ( و بتها شكسته شود ) و خونريزى از ميان برود ، و با خويشاوندان مهربانى شود . گفتم : در اين امر كه با تو همداستان است ؟ گفت : آزادى و بندهاى . گفتم : دست خويش را بگشا تا با تو بيعت كنم . پس دست خويش را گشود و بر اسلام با وى بيعت كردم و خود را چهارمين مسلمان مىدانستم ( اسد الغابه ، ج 4 ص 120 ) . [ 4 ] - ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 379 . [ 5 ] - باوردى آن را به ضم عين ضبط كرده است ( الاصابه ، ج 2 ، ص 480 ، از ابن فتحون ) .