العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

93

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

قَلْبِي « 1 » ولى مولاى من امير المؤمنين سخنى فرموده كه هيچ يك از فرق مسلمان در آن سخن اختلاف ندارند فرمود ( لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا ) اگر پرده برداشته شود يقين من افزوده نميشود اين سخن را كسى قبل از على و بعد از او نگفته . حجاج گفت احسن چگونه او را برتر از موسى كليم الله ميدانى ؟ گفت خداوند ميفرمايد فَخَرَج مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّب « 2 » ولى على عليه السلام در رختخواب پيغمبر خوابيد بىآنكه ترس و بيمى داشته باشد تا خداوند اين آيه را در باره‌اش نازل نمود وَ مِن النَّاس مَن يَشْرِي نَفْسَه ابْتِغاءَ مَرْضات اللَّه « 3 » حجاج گفت احسن چگونه او را بر داود و سليمان فضيلت ميدهى گفت خداوند به اين آيه او را بر اين دو فضيلت داده يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناك خَلِيفَةً فِي الْأَرْض فَاحْكُم بَيْن النَّاس بِالْحَق وَ لا تَتَّبِع الْهَوى فَيُضِلَّك عَن سَبِيل اللَّه « 4 » حجاج پرسيد حكومت داود در چه موضوع بود گفت دو نفر آمدند كه يكى باغستانى از انگور داشت و ديگرى گله‌اى گوسفند صاحب باغ مدعى بود كه اين مرد گوسفندانش را در باغ من رها كرده و انگورم را چرانده شكايت پيش داود برد . داود گفت گوسفندها را ميفروشند معادل زيانى كه به باغ وارد شده ميدهند تا باغ به صورت اول برگردد ، سليمان پسر داود گفت نه پدر از منافع گوسفند از قبيل شير و پشم استفاده ميكنند خداوند در اين آيه ميفرمايد فَفَهَّمْناها سُلَيْمان ما حكم آن جريان را بسليمان آموختيم .

--> ( 1 ) بقره 260 ابراهيم گفت خدايا به من نشان ده چگونه مرده را زنده ميكنى ؟ گفت مگر ايمان ندارى ؟ جواب داد چرا ولى ميخواهم قلبم مطمئن شود ( 2 ) قصص 18 از آنجا با ترس خارج شد . ( 3 ) بقره 207 بعضى از مردم جان خود را به خدا ميفروشند . ( 4 ) ص 26