العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
9
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
عمر خشمگين شده گفت مرا دشنام ميدهد خواست به او حمله كند امير المؤمنين ( ع ) مانع او شده فرمود ترا نميرسد كه چنين كنى او را اجازه بده يكى از مسلمانان را براى خود انتخاب نمايد سپس قيمتش را در سهم آن مرد حساب كن عمر به او اجازه انتخاب داد ، پيش آمد و دست بر سر حسين ابن على ( ع ) نهاد ، امير المؤمنين ( ع ) فرمود نام تو چيست ؟ عرضكرد جهانشاه ، فرمود نه شهربانو سپس نگاهى بحسين نموده فرمود فرزندى از اين زن براى تو متولد مىشود كه بهترين فرد روى زمين است . مجلسى مينويسد اين خبر با خبر سابق مخالف است كه نوشته بود در زمان عثمان بود ولى خبر سابق بايد صحيح باشد زيرا اسارت اولاد يزدجرد پس از كشته شده و بيچارگى او بوده و اين جريان در زمان عثمان بود . گرچه ممكن است پس از فتح قادسيه يا نهاوند بعضى از فرزندانش اسير شده باشند اين هم بعيد است . در ضمن شكى نيست كه تولد حضرت على بن الحسين در زمان خلافت امير المؤمنين عليه السلام بوده و جز او فرزندى نزائيد ، اگر ازدواج در زمان عمر باشد و تا بيست سال فرزندى نياورد بسيار بعيد است ممكن است در اين روايت بجاى عثمان عمر را اشتباه آورده . در خرايج مينويسد : حضرت باقر عليه السلام فرمود همين كه دختر يزدجرد آخرين پادشاه ساسانى را وارد بر عمر نمودند دختران مدينه از پشت بامها بتماشا آمدند و مجلس از نورش روشن شد ، تا چشمش بعمر افتاد گفت روزگار هرمز سياه باد . عمر خشمگين شده گفت اين كافر مرا دشنام ميدهد تصميم كيفر او را گرفت على ( ع ) فرمود چيزى را كه نميدانى سخت مگير بگو برايت آشكار كند . امير المؤمنين فرمود دختران پادشاه را نبايد فروخت گرچه كافر باشند او را مخير گردان يكى از مسلمانان را انتخاب نمايد و با او ازدواج كند ، مهر او را از سهم آن مرد از بيت المال حساب كن كه بجاى قيمتش باشد . عمر او را