العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

85

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

رب كم من نعمة انعمت بها على قل لك عندها شكرى و كم من بلية ابتليتنى بها قل لك عندها صبرى فيا من قل عند نعمته شكرى فلم يحرمنى و قل عند بلائه صبرى فلم يخذلنى و يا ذا المعروف الذى لا ينقطع ابدا و يا ذا النعماء التى لا تحصى عدد اصل على محمد و آل محمد و ادفع عنى شره فانى أدرأ بك في نحره و استعيد بك من شره . مسلم « 1 » بمدينه آمد مردم فكر ميكردند كه او نظرى غير از كشتن على بن الحسين ندارد بر خلاف تصور آنها بسيار احترام كرد به آن مولى و جايزه‌اى گران تقديمش نمود . گروه كثيرى نقل كرده‌اند كه وقتى مسلم بن عقبه وارد مدينه شد از پى على بن الحسين فرستاد همين كه آمد او را احترام نمود و گرامى داشت گفت مرا امير المؤمنين يزيد سفارش كرده چنين كنم او را جزاى خير گفت . دستور داد مركب سوارى خودش را براى آن جناب زين كنند گفت برگرد پيش خانواده خود با اين آمدن شما را به زحمت انداختيم و خانواده‌ات را بيمناك كرديم اگر قدرت ميداشتم فراخور مقامت جايزه‌اى بدهم ميدادم امام عليه السلام فرمود امير مرا ممنون كرد آنگاه سوار شد . مسلم به اطرافيان خود گفت اين شخص كيست كه وجودش خير است هرگز در ساحت او شرى وجود ندارد باضافه نسبتى با پيغمبر صلى الله عليه و آله دارد . در كتاب حلية الاولياء ج 3 ص 135 مينويسد ابن شهاب زهرى گفت من وقتى عبد الملك دستور داده بود على بن الحسين را از مدينه بشام آورند بودم كه آن جناب را با زنجيرى گران بسته و گروهى را براى نگهبانى گماشته بودند من از آنها اجازه خواستم كه با امام ملاقات نموده وداع نمايم .

--> ( 1 ) مسلم بن عقبه كسى است كه يزيد او را براى سركوبى اهل مدينه فرستاد او داستان حره را بوجود آورد و خونهاى زياد ريخت .