العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
47
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
باران ميفرستد امام فرمود جابر من از روش پدر و جدم دست بر نميدارم تا زنده باشم . جابر به كسانى كه حضور داشتند گفت من در ميان اولاد انبياء چون على ابن الحسين نديدهام مگر يوسف پيغمبر ، به خدا قسم فرزندان على بن الحسين بهتر از فرزندان يوسف بن يعقوب هستند از اين خانواده است كسى كه زمين را پر از عدل و داد مينمايد چنانچه پر از ستم شده . در خصال مينويسد حضرت باقر فرمود على بن الحسين در شبانه روز هزار ركعت نماز ميخواند همانطور كه امير المؤمنين عليه السلام ميخواند زيرا پانصد نخله خرما داشت در كنار هر درخت دو ركعت نماز ميخواند . هر وقت به نماز ميايستاد رنگش تغيير ميكرد چون بنده ذليلى در مقابل پادشاه مقتدرى ميايستاد اعضايش از خوف خدا ميلرزيد چنان نماز ميخواند مثل كسى كه آخرين نماز اوست ديگر بعد از اين عمر نميكند تا نماز بخواند يك روز نماز ميخواند رداء از شانهاش افتاد آن را درست نكرد تا نمازش تمام شد . يكى از اصحاب در مورد اين كار سؤال كرد فرمود واى بر تو ميدانى در مقابل چه كسى هستم ؟ نماز بنده آنقدر قبول مىشود كه با دل توجه داشته باشد آن مرد عرضكرد پس در اين صورت ما هلاك شديم ، فرمود نه خداوند نقص نمازهاى شما را بوسيله نافله جبران مىكند . در شب تاريك از منزل خارج ميشد و انبانها را بر پشت ميكشيد كه درون آنها كيسههاى پول از درهم و دينار بود گاهى با پشت خود خوراكى يا هيزم حمل مينمود بدر خانه محتاجين مىآمد يك يك در ميزد هر كس درب را باز ميكرد به او ميداد هر وقت به فقيرى چيزى ميداد صورت خود را ميپوشانيد تا او را نشناسند ، بعد از فوت نيافتند كسى را كه چنين كند فهميدند آن كس على ابن الحسين عليه السلام بوده وقتى پيكر آن امام را بر روى تخته گذاشتند براى غسل بر پشت مباركش اثرى چون كوهان شتر بود بواسطه انبانهايى كه بدر خانه