العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
42
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
آن مرد بيرون آمد آماده بود كه با هر ناراحتى مقابله كند يقين داشت كه مولا براى كيفر عمل زشتى كه او كرده بود آمده ، امام عليه السلام فرمود برادر تو هم اكنون پيش من آمدى و چنين و چنان گفتى ، اگر راست گفتى از خدا طلب آمرزش ميكنم در صورتى دروغ گفته باشى خدا ترا بيامرزد ، آن مرد پيشانى امام را بوسيده گفت نه آنچه گفتم در تو نيست من شايسته ترم به آن نسبتها . راوى گفت آن مرد حسن بن حسن بوده . در كافى است حضرت صادق فرمود حضرت على بن الحسين بر چند نفر جذامى گذشت مولا سوار بر الاغ بود آنها مشغول غذا خوردن بودند امام را به خوردن غذا دعوت كردند فرمود اگر من روزه نداشتم ميخوردم وقتى به منزل رسيد دستور داد غذا تهيه كنند و در تهيه غذا هر چه مىتوانند از خرج مضايقه نكنند آنها را به منزل دعوت كرد و با ايشان غذا خورد . ابو حمزه ثمالى گفت خدمت زين العابدين سخن از گرانى نرخها شد فرمود مرا كارى نيست رزق بر خداست گران شود يا ارزان گردد . در كتاب فلاح السائل عبد العزيز عبدى از ابن ابى يعفور نقل مىكند كه حضرت صادق فرمود هر وقت على بن الحسين آماده نماز ميشد تنش ميلرزيد و رنگش زرد ميشد چون شاخه خرما ميلرزيد . واقدى از عبد الله بن محمد پسر عمرو بن على نقل كرد كه هشام ابن اسماعيل با من خيلى بد رفتارى ميكرد ( والى مدينه بود از طرف عبد الملك مروان وليد بن عبد الملك او را عزل كرد ) حضرت على بن الحسين را بشدت آزرد . پس از آنكه وليد او را عزل نمود دستور داد بايستد تا مردم انتقام خود را بگيرند « 1 » حضرت على بن الحسين از كنار او بگذشت در نزديكى خانه مروان او را نگهداشته بودند باسماعيل سلام كرد على بن الحسين قبلا دستور داده بود به نزديكان خود كه متعرض او نشوند .
--> ( 1 ) در روايت ديگرى است كه ميگفت فقط من از على بن الحسين ميترسم .