العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
27
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
قيام كرده بود . مناقب - حبابه والبيه گفت خدمت حضرت زين العابدين رسيدم و در صورتم برصى بود دست روى آن گذاشت از بين رفت فرمود حبابه كسى بر ملت ابراهيم جز ما و شيعيانمان نيست ، بقيه مردم از او بيزارند . جابر از حضرت صادق نقل كرد در مورد اين آيه ( هَل تُحِس مِنْهُم مِن أَحَدٍ أَوْ تَسْمَع لَهُم رِكْزاً ) « 1 » فرمود اينها بنى اميه هستند اميد است به زودى چنان نابود شوند كه احدى از آنها يافت نشود كه به او بتوان اميدى داشت يا از او ترسيد . عرضكردم واقعا چنين مىشود ؟ فرمود چقدر زود و بسرعت آن روز مىآيد از حضرت زين العابدين شنيدم كه او مقدمات زوال و نابودى آنها را مشاهده كرده . كافى - ابو حمزه ثمالى گفت وارد خانه زين العابدين عليه السلام شدم ساعتى در حياط ايستادم سپس وارد خانه شدم ديدم يك چيزى را از روى زمين مىيابد و از پشت پرده باهل خانه ميدهد ، عرضكردم فدايت شوم چه مييابى ؟ فرمود ريزههاى پر ملائكه است ، عرضكردم مگر ملائكه بر شما نيز وارد ميشوند ؟ فرمود ابا حمزه ملائكه چنان بما نزديك ميشوند كه تكيه بر بالش ما مينمايند . ام سليم در يك روايت طولانى گفت به من فرمود مقدارى ريگ بياور من از زمين ريگ جمع نموده آوردم آنها را گرفت و نرم كرد مانند آرد سپس خمير كرد ياقوت سرخ شد ، گفت پس از چند كلمه مرا صدا زد عرضكردم چه ميفرمائيد ؟ فرمود بيا ، ديدم بالاى خانه ايستاده در اين هنگام دست راستش را دراز كرد از تمام خانهها و ديوارها و بازارهاى مدينه گذشت من ديگر دستش را نديدم . در اين موقع به من فرمود بگير دست دراز كردم كيسهاى محتوى چند دينار و گوشواره و چند انگشتر از سنگ قيمتى اينها داخل جعبهاى بود در
--> ( 1 ) سوره مريم آيه 98 چه بسيار هلاك كرديم از آنها را كه ديگر ديده نميشوند و صدائى از آنها شنيده نميشود .