العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

243

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

به تو رسيد ؟ مدتى سكوت كرد . گفت چرا جواب نميدهى . گفت چه بگويم . اگر بگويم خدا و پيامبر معين كرده‌اند دروغ است . بگويم مسلمانان اجماع كرده‌اند تو خواهى گفت ما كه از سرزمين مشرق هستيم خبر نداريم و در اين اجماع شركت نكرده‌ايم اگر بگويم از راه وراثت از پدرم خواهى گفت برادرانت زيادند تو چرا از بين آنها بحكومت برسى . دانشمند گفت خدا را شكر كه اعتراف نمودى به حق ديگرى حالا اجازه ميدهى برگردم بسرزمين خود . گفت نه به خدا تو واعظ خوبى هستى دانشمند گفت خوب بگو ببينم چطور شد كه اين كار را به عهده گرفتى ؟ عمر بن عبد العزيز گفت ديدم خلفاى قبل ستم روا داشته و حيف و ميل در مال مسلمانان كردند خودم را ميشناختم كه اهل اين كار نيستم . گفت اگر ديگرى مقام ترا ميگرفت و بمردم مانند پيشينيان ستم روا ميداشت آيا از تو باز خواست ميشد و گناه او را به حساب تو مىآوردند ؟ گفت نه . دانشمند گفت در اين صورت تو آسايش ديگرى را با رنج خود خريده‌اى و آسودگى او را با خطر خويش . عمر گفت واقعا تو واعظ خوبى هستى . از جاى حركت كرد كه خارج شود به او گفت به خدا قسم ابتداى دين از دست شما بنى اميه رنجها كشيد ميانه آن نيز از شما رنجهائى برد آخر آن نيز بوسيله باقيمانده نسل شما در رنج خواهد بود . خدا دادخواه ما است از شما و داور و پشتيبان خوبى است . امالى شيخ طوسى ص 66 ثمالى گفت شخصى كه حاضر بود در مجلس عبد الملك مروان در مكه گفت عبد الملك شروع بسخنرانى كرد همين كه خطبه او منتهى بموعظه شد مردى از جاى حركت كرده گفت بس است بس ! شما امر ميكنيد ولى خودتان عمل نميكنيد و نهى ميكنيد اما خودتان از حرام خوددارى نميكنيد پند ميدهيد ولى پند نميگيريد . ما بايد مطيع كردار شما باشيم يا گفتار شما ؟ ! اگر بگوئيد پيرو روش شما باشيم چگونه ممكن است پيرو ستمگران بود