العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
233
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
مىبرند و برخى زيان مىبينند بسا از افرادى كه فريب اين دنيا را خوردند مرگ گريبان آنها را گرفت بيچاره شدند با سرزنش از دنيا خارج شدند زيرا اعمالى كه آنها را به بهشت رهنمون گردد نكردند ، و وسيلهاى كه از آتش دوزخ نگاهشان دارد تهيه نديدند . ثروتى كه بر هم انباشتند تقسيم شد بين كسانى كه او را ستايش هم نكردند و رهسپار خدمت پروردگارى ميشوند كه عذر و بهانه آنها را نمىپذيرد به خدا قسم سزاوار است كه ما دقت كنيم در باره كارهاى خوب آنها و از آن پيروى نمائيم و توجه نمائيم به كارهاى زشت ايشان خود را نگه دارى كنيم از آن اعمال . عمر ! از خدا بترس به دو مطلب متوجه باش هر چه را دوست دارى همراهت باشد وقتى به پيشگاه پروردگار ميروى آن را پيش فرست و از چيزى كه ناراحتى با تو شد در آنجا بجايش چيز ديگرى را بگزين مبادا متاعى را بخرى كه بازارش كساد است و ديگران نتوانستند آن را بفروشند باميد اينكه از تو شايد بپذيرند . از خدا بترس در بارگاه را به روى مردم باز كن و دربانان را مواظب باش كه مزاحم مردم نشوند بكمك مظلوم بشتاب و حق مردم را بده . آنگاه فرمود سه چيز است كه در هر كس باشد ايمان خود را تكميل نموده . عمر بن عبد العزيز به دو زانو نشسته گفت خواهش ميكنم بفرمائيد شما اهل بيت پيغمبريد فرمود بسيار خوب 1 - هر كس هنگام شادمانى و خوشى اين حال او را به كار حرام واندارد 2 - و اگر خشمگين شد خشم او را از حقيقت خارج نكند 3 - كسى كه وقتى قدرت پيدا كرد بيش از حق خود نگيرد . عمر بن عبد العزيز كاغذ و قلم خواسته نوشت : بِسْم اللَّه الرَّحْمن الرَّحِيم اين مدركى است كه عمر بن عبد العزيز با آن رد كرد حق محمد بن على را و آن حق فدك است . بصائر - عبد الله بن عطا تميمى گفت در مسجد خدمت حضرت زين العابدين بودم عمر بن عبد العزيز رد شد نعلينى به پا داشت كه بندش از