العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

181

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

بود ) دست بسوى آسمان بلند كرده دعا مىكند جمعيت روى آوردند و شروع بسؤال كردند مسائل مشكل و سؤالهاى پيچيده ميكردند هزار مسأله آنها را پاسخ داد سپس از جاى حركت نموده عازم منزل خود شد يك منادى فرياد ميزد با صدائى بلند اين نورى تابان و چراغى درخشان است و نسيم روحپرور و شخصيتى است كه قدرتش ناشناخته است ديگران ميگفتند كيست اين شخص ؟ يك نفر گفت محمد بن على امام باقر است صاحب اسرار خدا و گوينده دانا است محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب است . در روايت ابى بصير ميگويد گفت اين مرد شكافندهء علم پيمبران و راهنماى راه خدا و ارزنده‌ترين نژاد اصحاب سفينه است اين مرد پسر فاطمه زهرا و بقية الله در زمين و ناموس دهر پسر محمد و خديجه و على و فاطمه است اين شخص استوانه پايدار دين است . مفضل بن عمر گفت حضرت باقر در بين راه مكه و مدينه برخورد به چند نفر كه در سر راه ايستاده بودند . يكى از حاجيان الاغش مرده بود اسباب و متاع خود را تقسيم كرده بود گريه ميكرد همين كه چشمش به حضرت باقر افتاد پيش آمده گفت يا ابن رسول الله الاغم سقط شده از راه مانده‌ام از خدا بخواه مال سواريم زنده شود . حضرت باقر دعا كرد خدا مركب او را زنده نمود . مناقب - ابو بصير به حضرت باقر عرضكرد ( ما اكثر الحجيج و اعظم الضجيج ) چقدر حاجى زياد است و صداى داد و فرياد همه جا را گرفته . فرمود ( بل ما اكثر الضجيج و اقل الحجيج ) فرمود نه داد و فرياد زياد است ولى حاجى چقدر كم است . علاقه دارى راستى سخن مرا با چشم خود ببينى . در اين موقع با دست روى دو چشمم كشيد و دعائى خواند بينا شد . فرمود اكنون نگاه كن بحاجيها . نگاه كردم ديدم بيشتر مردم به شكل بوزينه و خوك هستند مؤمن چون ستاره درخشان در شب تار در ميان آنها از دور ديده